تبليغاتX
باغبانی دانشگاه هرمزگان
دوستانی که می خواهند ما را یاری کنند مطالب خود را به ایمیل garden_87311@yahoo.com ارسال نمایند.
 دختر و پسر

همه‌ی ما می‌دانیم و بر این موضوع واقفیم كه ?دختر وپسر ندارد، مهم این است كه بچّه آدم باشد!? پس ما هم با بی طرفی كامل به مقایسه‌ی انواع و اقسام این موجود مهم می‌پردازیم:

 

1-پیش از دبستان

دختر و پسر: در این مقطع دختر و پسر فرقی ندارند و بچّه باید سالم باشد. درچنین مقطعی، نوزاد و پس از آن كودك، با اساسی‌ترین و حیاتی‌ترین پرسش‌های زندگی‌اش آشنا می‌شود؛ پرسش‌هایی مانند ?بگو مامان? ، ?آهان! گفتی بابا درسته عزیزم؟!?،‌ ?تو واسه چی اوّل گفتی بابا گل من؟!!‌? و كم كم پرسش‌هایی مثل ?بگو ببینم، مامانو چند تا دوست داری؟?، ?بابا رو چی؟ عمّه رو؟! خاله، عمو... دایی... و... ؟!?، ?بزرگ شدی می‌خوای چی كاره بشی؟? (حالا بگذریم كه این بچّه تمام سعی‌اش را بكار بگیرد، حداكثر شش سال و نیم تمام دارد‌‌‌‌‌ و چه می‌دانداصلاً بزرگ شدی یعنی تقریباً چقدر شدی؟!)

علایق: ... (عذر می‌خواهم مزاحم می‌شوم ولی اگر شما یادتان هست در شش‌ماهگی به چه چیزی علاقه داشتید ما را هم خبر کنید

مشاغل مورد علاقه: ؟!

 

2-دبستان  

دختر و پسر: در این حالت هم دختر و پسر فرقی ندارد و مهم این است كه بچّه... ببخشید كودك با مدرسه ارتباط برقرار كند. در این مقطع كودك با پرسش‌هایی نظیر ?مدرسه رو دوست داری؟ چند تا؟?، ?خانم معلّم رو چی؟? ، ?چند تا بیست گرفتی؟?، ?چرا بیست گرفتی؟?‏‏، ?چرا چند تا بیست گرفتی؟!!? و... مواجه است.
علایق:مامان و بابا و خانم معلم مدرسه درس ریاضی

مشاغل مورد علاقه: خلبانی، پزشكی (یك همچین چیزهایی).

 

3-دبیرستان

دختر: در چنین مقطعی، دخترها تبدیل می‌شوند به یك جور ?من دیگه بزرگ شده‌ام مكرّر. تركیبی از عكس، پوستر، كامپیوتر، دكّه‌ی روزنامه‌فروشی، و ?یه كمی هم درس بخون?. پرسش‌های مهمی كه با آن مواجه می‌شوند عبارتست از: ?تو چرا اُفت تحصیلی پیدا كردی؟!?، ?تو چرا تازگی‌ها این قدر جلوی آیینه‌ای؟!?، ?گوشی تلفن کو؟!؟!

علایق: آشنایی با انواع و اقسام دوستان، دلتنگی برای انواع و اقسام دوستان(!)، انواع چت روم، CD، گوشی تلفن،موسیقیو ....

مشاغل مورد علاقه: بازیگری، نوازندگی و حالا شاید پزشكی!

 

پسر: تركیبی از ?تو دیگه مرد شدی?، ?پسرم بزرگ شده?، ?آخه پسر تو كی می‌خوای بزرگ بشی؟?، ?پسرم، می‌خوای در آینده‌ی نزدیك بزرگ بشی یا آینده‌ی دور؟!? افه، رو كم كنی، فوتبال، فوتبال، فوتبال، تریپ رفیق‌بازی و معرفت و اینا

علایق: رفیق، فوتبال، منچستر، یوونتوس، بایرن (البته از سایر تیم‌های از قلم افتاده معذرت!)، ایضا ً موارد بالا.
مشاغل مورد علاقه: بازیگری، خوانندگی، شغل نان و آبدار... همان شغل نان و آبدار.

 

4-پیش دانشگاهی

دختر و پسر فرقی ندارند، اغلب در این مقطع هر دو گروه شكل اضطراب می‌شوند. یك چیزی در مایه‌های ?گنجشكِ نگران ِ آینده و در عین حال عصبی!? همچنین در دو حالت عزیزان حال خود را درك نمی‌كنند: یكی زمانی كه درس‌ها زیاد است، وقت هم كه كم است، پس دوستان حال عصب دارند؛ دیگر زمانی كه درگیرند، چون درس‌ها را مطالعه نموده‌اند ولی می‌ترسند فراموششان شود! تركیبی از كتاب، جزوه، تست، كنكور، زندگی، درس، درس = همه ی بقیه زندگی و مانند اینها

علایق: یادگیری روش‌های تست زدن در سه سوت دو سوت و نیم و كمتر، دانشگاه و اینا...
مشاغل مورد علاقه: دختر: پزشكی، مهندسی، ?هر چی قبول بشم?، ?وای خدا نكنه قبول نشم!?
پسر: مبارزه با سربازی!، مهندسی، پزشكی و...

 

5-دانشگاه

دختر و پسر: تركیبی از جزوه، ?عطر گل‌های بهاری?، ?عشقمون كاشكی همین جوری بمونه!? و... پرسش‌های متداول: ?عشق یعنی چه؟!!?، ?كلاس تشكیل نمی‌شه؟?، ?عشق یا ثروت، مسئله كدام است؟?، ? ‌(با نازخوانده شود لطفا) فعلا می‌خوام درسمو ادامه بدم (آره دیگه؟!)?
علایق:
دختر: بوفه‌ی دانشكده، ردیف جلوی كلاس، دو در نمودن كلاس و...
پسر: علایق : ایضا ً بوفه ، ردیف آخر كلاس ، ایضا ً دو دَر نمودن كلاس...

مشاغل مورد علاقه: دختر: شغل پر درآمد، شغل HIGH CLASS و...
پسر: شغل مناسب و پر درآمد... شغل مناسب... شغل!!!   

 

نظرات سازنده و غیر سازنده تون رو با ما در میان بگذارید:

|+| نوشته شده توسط بهنام ظرافت در شنبه چهاردهم دی 1387  |
 طلاق های هالیوودی

در این خبر به طلاق هایی که اخیرا بین هنرمندان بزرگ هالیوود چون تام کروز و نیکول کیدمن پس از 10 سال زندگی مشترک ، بردپیت و جنیفر آنیستون ، بریتنی اسپرز و کوین فدرلاین و جسیکا سیمپسون و نیک لاچی که جز مهمترین تیترهای خبری روزنامه ها بوده می پردازیم.

 

شايد معروف‌ترين و بحث‌ برانگيزترين طلاق‌ در هاليوود، جدايي دو ستاره مطرح و برتر سينما يعني تام كروز و نيكول كيدمن پس از ده سال زندگي مشترك و داشتن دوفرزندخوانده بود. شايعات پيرامون اين زوج به حدي گسترش يافت كه حتي برخي نشريات ابراز كردند آنها اصلا با هم ازدواج نكرده بودند. كيدمن در مصاحبه‌اي با مجله (ونيتي فير) تاكيد كرد كه او و تام حدود ده سال واقعا زن و شوهر بودند. او اظهار داشت: (وقتي با كروز آشنا شدم و ملاقات‌هايمان بيشتر شد آنقدر به او علاقه پيدا كردم كه مي‌توانستم به خاطر او از همه‌چيز بگذرم. ما عاشق يكديگر بوديم و من در آسمان سير مي‌‌كردم. ما با هم ازدواج كرديم و زندگي خيلي خوبي داشتيم ولي اين دوران خوش بالاخره تمام شد و روياها به سرآمد.) وقتي خبرنگار از كيدمن پرسيد (چرا تمام شد؟) كيدمن فكري كرد و پاسخ داد: (مي‌‌خواهم سعي كنم اين را بفهمم. فكر مي‌‌‌كنم وقتش شده بود.) و اين در حالي است كه كيدمن هنوز هم پس از گذشت چند سال و حتي در زمان نامزدي با (كيت‌ اربن) هر از گاهي عنوان مي‌‌كند تام‌كروز را دوست دارد.

به اين نمونه‌ها دقت كنيد:
 

آنجلينا جولي و بيلي باب تورنتون در ژوئن 2002 و تنها پس از دو سال زندگي مشترك از يكديگر جدا شدند. بيلي باب تورنتون در حالي با آنجلينا ازدواج كرد كه نامزدش لورا درن ستاره فيلم پارك ژوراسيك براي بازي در يك فيلم دور از او به سر مي‌برد. آيا آنجلينا نفهميد بيلي باب چندان وفادار نيست؟ يا اين موضوع برايش اهميت نداشت.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط بهنام ظرافت در شنبه بیست و سوم آذر 1387  |
 داستاني
داستاني كه مي خوام بگم مربوط به همه ي ماست
كسي كه مي گويد دوس دارم بازيگر يشم يا كسي
كسي كه ميگه از بازيگري خوشم نمياد به هر حال
مجبور است بازيگر شود چون همه انسان ها در
اين دنيا بازيگر هستن وهركس نقش خاصي دارد.
اين دنيا مثل يك فيلم سينمايي است كه زمان اتمام
اين فيلم تا ابديت است.نام اين فيلم>>قصه دنيا<<
است.تهيه كننده وكارگردان اين فيلم خداوند بزرگ
ومهربان است وخداوند بر هريك از بندگان بازيگر
نفشي تعيين كرده كه باييد بپذيريم و در اين فيلم بازي
 كنيم .حالا ديگه بستگي به خودمون داره .اگه ثابت
كنيم به نحواحسن بازيگري ميكنيم.يعني آن طور كه
كارگردان ازما انتظار دارد به وظيفه مون درست
عمل كنيم.پاداش خوبي به ما مي ده يعني ثواب دنيا
وآخرت .ولي اگه درايفايي نقشمون همان طور كه
خداتعيين كرده .نتونيم بازيگر خوبي باشيم.ساقط
ازپاداش دنيا وآخرت مي كند.پس سعي كنيم در
فيلم سينمايي بلند مدت قصه دنيا از اين بازيكريمون
درست ويه نحواحسن استفاده كنيم كه براي هميشه
تاابد كارگردان ازما راضي وخشنود باشد به اميد آن
روز كه بالاخره روزي فرارسيدكه خواسته هاي
 كارگردان رابه جايي اوريم.
|+| نوشته شده توسط بهنام ظرافت در یکشنبه دهم آذر 1387  |
 
 
بالا