تبليغاتX
باغبانی دانشگاه هرمزگان
دوستانی که می خواهند ما را یاری کنند مطالب خود را به ایمیل garden_87311@yahoo.com ارسال نمایند.
 نهاندانگان

نهاندانگان بزرگترین گروه گیاهان را تشکیل می‌دهند که همانطور که از اسمشان مشخص است تخمک آنها در درون تخمدان بسته نهان می‌باشد. گیاهان این رده در همه نوع اقلیم یافت می‌شوند و بسیاری از آنها مصارف صنعتی ، غذایی و زیستی دارند.


مقدمه

ویژگی بارز آنتوفیتها در این است که تخمکهای آنها درون تخمدان بسته نهفته‌اند. این گیاهان اغلب در خشکی می‌رویند. بعضی از نهاندانگان با اینکه فتوسنتز می‌کنند، ولی فاقد ریشه‌اند و آب و مواد کانی لازم را از میزبان خود تامین می‌کنند. برخی نیز فاقد کلروفیل می‌باشند و زندگی انگلی دارند. معدودی مانند عدسک آبی ، کوچک و ظریف و بدون ساقه در سطح آب شناورند. عده‌ای علفی یا به صورت درختچه یا درخت‌اند. ساختار ساقه آنها بر حسب محیط زیست متفاوت است. مثلا کاکتوس ، ساقه‌ای گوشتی و برگهایی خارمانند دارد و با این ویژگیها می‌تواند در شرایط نامناسب خشک و گرم بیابان زندگی کند.

نهاندانگان در حدود 130 تا 140 میلیون سال پیش ظاهر شده‌اند. این گیاهان اندازه‌های متفاوت دارند. کوچکترین آنها ولفیای بی ریشه آبزی است که اندازه آن 1 میلیمتر است و بزرگترین آنها
اوکالیپتوس استرالیایی است که به بلندی 9 متر می‌رسد. رافلزیا که انگل ساقه و ریشه گیاهان دیگر است، بزرگترین گل را (به قطر 90 سانتیمتر و وزن 7.5 کیلوگرم) دارد.

موز دارای بزرگترین برگ (3 تا 3.5 متر طول و 90 سانتیمتر عرض) است و کاکتوسها کوچکترین برگ (13 میلیمتر) را دارند.

رده بندی نهاندانگان 

قرائن و مدارک موجود نشان می‌دهد که گیاهان نهاندانه امروزی به احتمال قوی از تحول تدریجی و تکامل گیاهان پست‌تر بوجود آمده‌اند و این تکامل همچنان ادامه دارد. بنابراین انواع نهاندانگان کنونی دارای اجداد مشترک بوده و در نتیجه با هم خویشاوندند. برای رده بندی گیاهان روش سبی را که بیشتر نظر گیاه شناسان را جلب می‌کند، مورد توجه قرار می‌دهند. در روش سبی ، رده رانال نخستین گروه گیاه نهاندانه است. دو تیره اولیه آن ، تیره‌های ماگنولیا و آلاله است.

تیره ماگنولیا ابتدایی‌تر و تیره آلاله تکامل یافته‌تر است. اگر چه هر دو رده تیره گل دارند و صفات مشترک بسیار دارند، ولی گیاهان تیره ماگنولیا بیشتر به صورت درخت و درختچه و گیاهان تیره آلاله بیشتر علفی‌اند. دیرین گیاه شناسی معلوم داشته است که درخت زودتر از علف بوجود آمده است. بنابراین گیاهان تیره ماگنولیا می‌بایست زودتر از گیاهان تیره آلاله بوجود آمده باشند. طبق نظریه سبی گلهای ابتدایی نوع رانال که نمونه آن ماگنولیا و آلاله است، دست کم در سه مسیر تکامل یافته‌اند. این مسیرها به پیدایش گیاهان تیره‌های
نعناع ، مینا ، ثعلب انجامیده‌اند.

مقایسه اندامهای تولید مثلی گیاهان گلدار و بی گل

گل ، اندام تولید مثلی گیاهان نهاندانه است. از آنجا که گل نهاندانگان به احتمال زیاد از تکامل دستگاه تولید مثلی گیاهان پست‌تر بوجود آمده است، قاعدتا باید اجزا گل با دستگاه تولید مثلی آنها قابل مقایسه باشد. در دستگاه تولید مثلی گیاهان بی گل چیزی مشابه کاسبرگ یا گلبرگ وجود ندارد، چون میوز درون بساک انجام می‌گیرد و میکروسپور در کیسه گرده تولید می‌شود، پرچم را می‌توان به عنوان میکروسپوروفیل و کیسه گرده را به منزله میکروسپورانژ دانست.

دانه گرده
گامتوفیت نر جوان و لوله گرده گامتوفیت نر بالغ است. در داخل تخمک نیز میوز انجام می‌گیرد. بافتی که پیرامون مگاسپور قرار دارد (بافت خورش) درون تخمک تولید می‌شود. تخمک اغلب به لبه برچه متصل است و مگاسپورها روی برچه قرار دارند. پس برچه را می‌توان به منزله مگاسپوروفیل و بافت خورش را به منزله مگاسپورانژ دانست. معمولا یکی از مگاسپورها گامتوفیت ماده را تولید می‌کند. دوره گامتوفیت بازدانگان و نهاندانگان کوتاهتر شده و به دوره اسپوروفیت قبلی متکی است.

چرخه زندگی نهاندانگان

چرخه زندگی نهاندانگان را می‌توان به دو مرحله هاگ‌زا (اسپوروفیت) و گامت‌زا (گامتوفیت) تقسیم کرد. در مرحله اسپوروفیت ریشه ، ساقه و برگ تولید می‌شود و از این رو آن را مرحله رویشی می‌نامند. در مرحله گامتوفیت یاخته‌های نر و ماده تولید می‌شود و به همین مناسبت آن را مرحله زایشی می‌نامند. مرحله اسپوروفیت طولانی‌تر از مرحله گامتوفیت است

گامتوفیت نر

سباک محل تولید میکروسپور (هاپلوئید) است. هسته هر میکروسپور به دو هسته زاینده و روینده تقسیم می‌شود. همزمان با این تقسیم در اطراف میکروسپور دیواره ضخیمی بوجود می‌آید و به تشکیل دانه گرده می‌انجامد. دانه گرده از طریق گرده افشانی روی کلاله قرار می‌گیرد و در آنجا رشد می‌کند و لوله گرده را می‌سازد. لوله گرده از راه کلاله و خامه به درون تخمدان نفوذ می‌کند و به تخمک می‌رسد. هسته زاینده معمولا در لوله گرده تقسیم می‌شود و دو آنتروزوئید تولید می‌کند. آنتروزوئید و سیتوپلاسم اطراف آن یاخته نر را بوجود می‌آورد. لوله گرده که حاوی یاخته‌های نر و هسته روینده است، گامتوفیت نر را تشکیل می‌دهد.

گامتوفیت ماده

در میان بافت خورش تخمک جوان یاخته درشتی است که بر اثر دو تقسیم متوالی میوزی 4 مگاسپور در یک ردیف تولید می‌کند. همزمان با این تقسیم در اطراف بافت خورش پوششهایی بوجود می‌آیند و تخمک تشکیل می‌شود. سه مگاسپوری که به سفت نزدیکترند، از بین می‌روند و چهارمی طی سه تقسیم متوالی میتوزی هشت هسته کیسه جنینی یا گامتوفیت ماده را بوجود می‌آورد.

مراحل چرخه گامتوفیت ماده

لوله گرده شامل هسته روینده و 2 یاخته نر است. گامتوفیت ماده از هفت یاخته تشکیل شده است که یکی از آنها تخم‌زا و دیگری یاخته ثانویه است. پنج یاخته دیگر روینده‌اند. یاخته نر و تخم‌زا n کروزموزمی است و از ترکیب آنها یاخته تخم 2n کروموزومی بوجود می‌آید.

لقاح و تولید دانه

ترکیب همزمان دو یاخته نر یکی با تخم‌زا و دیگری یا یاخته مادر آندوسپرم را لقاح مضاعف می‌گیوند. تخم پس از تقسیمات متوالی جنین کوچکی را تشکیل می‌دهد که در یک سوی آن گیاهک دانه بوجود می‌آید. در هر دانه شامل گیاهک و مقداری غذای اندوخته جهت تامین رشد آن است.

مباحث مرتبط با عنوان

|+| نوشته شده توسط بهنام ظرافت در پنجشنبه نهم آبان 1387  |
 چرخه آب

مقدمه

آب و دی‌اکسید کربن به گیاه سبز وارد می‌شوند و تحت اثر عمل فتوسنتز به صورت مواد آلی درمی‌آیند. مواد آلی بوسیله موجودات مصرف کننده گرفته می‌شوند و از یکی به دیگری سیر می‌کنند. مواد در طبیعت دائما از موجود زنده به محیط و از محیط به موجود زنده دور می‌زنند. این دور مواد را چرخه یا دور مواد آلی- کانی می‌نامند که چرخه آب از مهمترین آنها بوده و معمولا آب به صورت باران و یا برف به سطح زمین می‌رسد که ممکن است بطور مستقیم روی اقیانوسها ببارد یا این که روی خشکیها بریزد و به صورت رودها و دریاچه‌ها و آبهای زیر زمینی درآید و سرانجام در اقیانوس وارد شود.

در همه این موارد بخشی از آب بخار می‌شود و به هوا باز می‌گردد و بنابراین آب چرخه وسیعی دارد که جریان آن از جو زمین به خشکیها و اقیانوسها می‌رود و بار دیگر به زمین برمی‌گردد جانوران و
گیاهان خشکی هم آب را به هوا می‌دهند. بیشتر این آب در گیاهان از راه برگها و در جانوران از راه تنفس و تبخیر پوستی دفع می‌شود. بیش از 90 درصد از آبی که وارد گیاه می‌شود به صورت بخار از طریق روزنه‌های هوایی و کمتر از 5 درصد آن از طریق لایه کوتیکول گیاه به اتمسفر برمی‌گردد.

آب خاک

پس از هر بارندگی یا آبیاری ، تمام فضای آزاد بین ذرات خاک تا عمق معینی پر از آب می‌شود. مقداری از این آب تحت تاثیر نیروی جاذبه زمین در مدت چند ساعت یا چند روز به عمق بیشتری از خاک نفوذ می‌کند و هوا جای آن را می‌گیرد. این مقدار آب را معمولا آب گرانشی (جاذبه‌ای) می‌نامند. پس از خارج شدن آب گرانشی ، آبی در خاک باقی می‌ماند که با نیرویی بیش از نیروی گرانش به ذرات خاک چسبیده است یا درون مجاری مویین قرار دارد.

آبی که پیرامون ذرات یا درون مجاری مویین خاک باقی مانده به تدریج توسط
ریشه جذب و یا از سطح خاک تبخیر می‌شود تا آنجا که نیروی جاذبه بین مولکوهای آب و ذرات خاک بیش از حدی باشد که ریشه بتواند آب را جذب کند این نقطه از رطوبت خاک را نقطه پژمردگی دایم می‌نامند زیرا معمولا هنگامی که رطوبت خاک به این حد می‌رسد گیاه پژمرده می‌شود.



 

جذب و انتقال آب در ریشه

گیاهان ساکن خشکی برای جذب و انتقال آب به دستگاهی نیاز دارند. بیشتر این گیاهان تقریبا تمام آب مورد نیاز خود را بوسیله ریشه ، بویژه تارهای کشنده ، از خاک جذب می‌کنند. آب پس از جذب شدن بوسیله تارهای کشنده ، باید به ترتیب از لایه‌های پوست ، آندودرم ، دایره محیطیه و بخشی از یاخته‌های استوانه مرکزی بگذرد تا به آوندهای چوبی برسد. و چون پیرامون یاخته‌های لایه آندودرم نوار ضخیمی از جنس چوب پنبه یا کوتین به نام نوار کاسپاری قرار دارد آب در نوار کاسپاری نفوذ نمی‌کند و به همین دلیل پس از رسیدن به لایه آندودرم اجبارا باید به درون یاخته‌های این لایه نفوذ کند و از طریق پروتوپلاسم آنها به لایه بعدی (لایه دایره محیطیه) برسد.

لذا می‌توان نتیجه گرفت که پروتوپلاسم یاخته‌های لایه آندودرم جریان آب به درون استوانه مرکزی را کنترل می‌کنند. حال آن که در یاخته‌های فاقد کاسپاری (یاخته‌های معبر) آب می‌تواند از فاصله بین یاخته‌ای یا از منافذ
دیواره سلولزی یاخته به راحتی و بدون مانع عبور کند و به یاخته‌های بعدی برسد. آب پس از رسیدن به آوندهای چوبی ریشه ، توسط آنها به ساقه و برگ منتقل و از راه روزنه برگ به صورت بخار آب خارج می‌شود.

نظر عموم دانشمندان
فیزیولوژی گیاهی بر این است که ورود آب به درون ریشه بر اساس پدیده اسمزی و در جهت شیب اختلاف پتانسیل است. تا هنگامی که پتانسیل آب شیره یاخته‌های ریشه کمتر از پتانسیل آب خاک باشد آب در جهت شیب اختلاف پتانسیل از خاک به ریشه وارد می‌شود. هر نوع ازدیاد تراکم شیره یاخته موجب پایین آمدن پتانسیل آب یاخته می‌گردد و در نتیجه اختلاف پتانسیل زیاد می‌شود و جریان ورود آب به درون ریشه سرعت می‌گیرد.

عوامل موثر در فرآیند جذب

مهمترین این عوامل عبارتند از: تهویه مناسب خاک ، پتانسیل اسمزی مواد حل شده در آب خاک و میزان اکسیژن خاک. شرایط جوی مانند دما و رطوبت هوا نیز در جذب آب موثرند. هر قدر ریشه به حجم بیشتری از خاک دسترسی داشته باشد، می‌تواند آب بیشتری را جذب کند.

جذب آب به وسیله برگ

آب جوی می‌تواند در بعضی مناطق که مه فراوان دارند توسط گیاه جذب شود. جذب مستقیم رطوبت مه بیشتر به وسیله برگها صورت می‌گیرد و آزمایش مربوط بر روی دو گونه گیاه ساحل صحرای نامیبا انجام شده است. یکی از این گونه‌ها به نام تریانتما هرروآنسیس از تیره ایزوآسه است. این گونه یکی از گیاهان غالب ماسه‌های ساحلی است که برگ آن با استفاده از آبی که دارای هیدروژن تریسیه است مجاور شده و پس از دو ساعت آب در ریشه گیاه مشاهد گردیده است. در بروملیاسه نیز جذب آب بوسیله برگها شناخته شده است. برگهای نهاندانگان متعددی از تکه لپه‌ایها و دو لپه‌ایها در شرایط خشکی هوا در مناطق خشک و نیمه خشک می‌توانند آب جوی را جذب کنند.

بالا رفتن شیره خام در گیاه

شیره خام پس از ورود به درون آوندهای چوبی به قسمتهای بالای گیاه ، یعنی ساقه و شاخه‌ها و برگها بالا می‌رود. بدیهی است حرکت شیره خام در گیاه در جهتهای مخالف نیروی گرانش (نیروی جاذبه زمین) است، بنابراین به نیرویی نیاز دارد که از سویی نیروی گرانشی را خنثی کند و از سوی دیگر بر نیرویهای مقاومت مانند اصطکاک ، فایق آید. فشار ریشه و نیروی مویینگی و بالاخره اختلاف پتانسیل آب خاک و هوای پیرامون برگ از جمله عواملی هستند که در بالارفتن شیره خام موثرند. تعریق در نتیجه وجود فشار ریشه‌ای است.

فشار ریشه‌ای تنها هنگامی پدید می‌آید که آبی که از ریشه جذب می‌شود بیش از مقداری باشد که گیاه از طریق
تعریق از دست می‌دهد. به علت خاصیت مویینگی آوندهای چوبی آب در آوندهای چوبی بالا می‌رود. شیب پتانسیل آب از خاک به گیاه و از گیاه به اتمسفر باید در بالا رفتن شیره خام موثر باشد. پتانسیل آب اتمسفر که در مقایسه با پتانسیل آب خاک کم است نیروی لازم برای بالارفتن شیره خام را تا سطح برگ تامین می‌کند. به عبارت دیگر بخار شدن آب در سطح برگ ، موجب کشیده شدن مولکولهای آب به طرف بالا می‌گردد.

خروج آب از گیاه

آبی را که گیاه توسط ریشه از خاک جذب می‌کند به صورت بخار از راه روزنه‌های هوایی به خارج دفع می‌کند و این عمل را تعرق گویند. تعرق بیشتر در برگها که دارای روزنه‌هایی به نام روزنه‌های هوایی هستند صورت می‌گیرد. در شرایط ویژه‌ای ، مقدار کمی آب به صورت مایع از روزنه‌های آبی واقع در حاشیه برگها خارج می‌شود و این عمل را تعریق گویند. روزنه‌ها از دو یاخته محافظ تشکیل شده‌اند که دیواره آنها در سمت داخل یاخته مجاور دهانه روزنه بسیار ضخیمتر از سمت دیگر آن است.

این اختلاف ضخامت سبب می‌شود که در صورت تورژسانس یاخته‌های محافظ در بین آنها حفره یا سوراخی ایجاد شود که آن را دهانه روزنه (استیول) می‌نامند و تبادلات از راه آن صورت می‌گیرد. عوامل بیرونی مانند
دما ، باد ، خشکی ، نور ، CO2و عوامل ساختاری مانند تعداد روزنه‌ها ، سطح برگی ، طرز قرار گرفتن روزنه‌ها و غیره تعرق را کنترل می‌کنند. مکانیسم باز و بسته شدن روزنه‌ها را به دلیل ایجاد حالت تورژسانس در یاخته‌های محافظ و از دست رفتن این حالت در آنها می‌دانند و علت تورژسانس پایین آمدن پتانسیل اسمزی این یاخته نسبت به یاخته‌های مجاور آن است.

مباحث مرتبط با عنوان

|+| نوشته شده توسط بهنام ظرافت در پنجشنبه نهم آبان 1387  |
 تعرق
تعرق(ویژه گیاه شناسی)

 

خروج آب از قسمتهای هوایی گیاه به صورت بخار آب تعرق نامیده می‌شود. اما تعرق انواع مختلف دارد. برگ اندام اصلی و عمده تعرق است و قسمت اعظم تعرق از میان روزنه‌های آن انجام می‌شود، لذا این نوع تعرق را تعرق روزنه‌ای می‌نامند. مقدار کمی بخار آب از برگها و ساقه‌ها بوسیله تبخیر مستقیم از طریق یاخته‌های اپیدرمی و از میان کوتیکول خیلی نازک آنها خارج می‌شود که این پدیده را تعرق کوتیکولی می‌گویند. مقدار آبی که از طریق روزنه خارج می‌شود، خیلی زیاد است. همچنین خروج بخار آب می‌تواند از طریق عدسکهای ساقه‌های چوبی یا عدسکهای میوه انجام شود که تعرق عدسکی نامیده می‌شود.

نقش تعرق در جذب آب از ریشه
تعرق باعث می‌شود که پتانسیل آب برگ به پتانسیل آب ریشه کاهش یابد. حوالی ظهر اختلاف پتانسیل آب ‌برگ نسبت به ریشه به بیشترین مقدار خود می‌رسد. در این هنگام سرعت و شدت جذب آب توسط ریشه نیز بیشترین مقدار را دارا است. اگر منحنی تعرق و منحنی جذب آب در ساعات مختلف شبانه روز را با هم مقایسه کنیم خواهیم دید که تغییرات هماهنگی را نشان می‌دهد. یعنی هر چقدر تعرق بالاتر باشد به همان اندازه هم شدت جذب آب نیز بالاتر است. زمانی که تعرق صورت می‌گیرد، پتانسیل آب ریشه منفی تر از خاک است و پتانسیل برگ منفی‌ تر از ریشه و پتانسیل جو منفی تر از برگ است.

در نتیجه جریان آبی از خاک به طرف اتمسفر ، از طریق گیاه برقرار می‌شود که باعث انتقال مواد محلول مورد نیاز گیاه همراه با صعود آب می‌شود. هر گاه پتانسیل آب جو افزایش یابد و جو از آب اشباع شود، جذب آب توسط سیستم ریشه‌ای و انتقال شیره خام در آوندهای چوبی به حداقل رسیده و یا متوقف می‌شود. در موقع شب نیز که روزنه‌ها بسته‌اند، تعرق به حداقل می‌رسد و انتقال شیره خام نیز تقریبا متوقف می‌شود. تعرق در واقع باعث ایجاد یک فشار منفی می‌شود که می‌تواند صعود شیره خام را حتی تا ارتفاع بیش از 100 متر در درخت غول موجب شود.

مکانیسم تعرق در برگها
واکوئلهای تمام یاخته‌های زنده برگ پر از آب هستند. همچنین پروتوپلاسم و دیواره یاخته نیز از آب اشباع است. آب از راه آوندهای چوبی رگبرگها به برگ می‌رسد. آب دیواره‌های مرطوب یاخته‌های بخار شده به جو درونی فضاهای بین یاخته‌ای وارد می‌شود. این حالت ممکن است از هر سطحی که مرطوب باشد، به جو پیرامون رخ دهد. فضاهای بین یاخته‌ای شبکه ، ارتباطی درونی با ساختار بعدی برگ ایجاد می‌کند که بوسیله بخار آب اشباع می‌شوند و یاخته آخری بخار آب را در هوایی که کمتر اشباع شده ، پخش می‌کند. تعرق روزنه‌ای از طریق تبخیر سطحی دیواره‌های یاخته‌ای که در محدوده فضاهای بین یاخته‌ای قرار دارند و همچنین از بخار آبی که از فضاهای بین یاخته‌ای از طریق روزنه وارد می‌شود، انجام می‌گردد.

اهمیت تعرق
نیروی مکشی ایجاب شده در صعود شیره خام کمک می‌نماید.


با تاثیر بر روی فشار انتشار ، بطور غیر مستقیم پدیده انتشار در یاخته‌ها را کمک می‌کند.


در جذب آب و مواد کانی توسط ریشه‌ها موثر است.


در تبخیر آب اضافی کمک می‌کند.


نقش مهمی در انتقال مواد غذایی از قسمتی به قسمت دیگر گیاه دارد.


دمای مناسب جهت برگها را حفظ می‌کند.


با تاثیر بر باز و بسته شدن روزنه‌ها ، بطور غیر مستقیم در فتوسنتز و تنفس اثر می‌کند.


در پراکندگی انرژی اضافی دریافت شده از خورشید توسط گیاهان موثر است.

عوامل موثر بر تعرق

رطوبت نسبی
هر قدر رطوبت نسبی جو بیشتر با‌شد، میزان تعرق کمتر خواهد بود. زیرا پتانسیل آب جو در این حالت افزایش می‌یابد. اگر رطوبت نسبی جو به حالت اشباع برسد، تعرق متوقف می‌شود. رطوبت نسبی جو به شدت از دمای محیط متاثر است.

دما
دما علاوه بر اثری که روی رطوبت نسبی دارد در شرایط طبیعی افزایش دما تا 25-30 درجه سانتیگراد باعث افزایش شدت تعرق شده و از این درجه به بعد باعث کاهش تعرق می‌شود. علت این پدیده آن است که افزایش دما تا 30 درجه سانتیگراد در بعضی از گونه‌ها مانند پنبه ، توتون و قهوه باعث باز شدن روزنه‌ها و پس از آن باعث بسته شدن روزنه‌ها می‌شود. در شمعدانی حتی در 35 درجه سانتیگراد نیز روزنه باز باقی مانده ، در نتیجه تعرق ادامه می‌یابد.

باد و جریان هوا
باد باعث تجدید هوا در مجاورت بافتها شده و شدت تعرق را افزایش می‌دهد. ولی شدید بودن آن باعث بسته شدن روزنه‌ها و کاهش تعرق می‌شود. از طرف دیگر باد با به حرکت در آوردن برگها ، خروج بخار آب از برگها را آسان می‌کند.

روشنایی
در بسیاری از گیاهان شدت تعرق در تاریکی تقریبا صفر است و روشنایی باعث افزایش شدت تعرق می شود. علت آن باز شدن روزنه‌ها در روشنایی است. زیرا نزدیک به 99% تعرق از طریق روزنه‌ها صورت می‌گیرد. در بعضی از گیاهان مانند گیاهان گوشتی (تیره کاکتوس) روزنه‌ها در روز بسته و در شب بازند. به همین دلیل میزان تعرق این گیاهان در شب بیشتر از روز است.

عوامل ساختاری
سطح اندام هوایی :
سطح اندام ، بویژه برگها در تعرق اهمیت فوق العاده دارد. ریزش برگها هنگام پاییز و زمستان در درختان خزان شونده مناطق معتدل و به هنگام تابستان در گیاهان مناطق نیمه خشک ، بطور قابل ملاحظه‌ای از شدت تعرق می‌کاهد. همچنین وجود خار یا برگهای بسیار کاهش یافته در گیاهان مناطق خشک موجب کاهش شدت تعرق می‌شود.


آرایش بافتهای برگ :
آرایش بافتهای برگ در تعرق موثرند. بافت نرده‌ای برگ در گیاهان مناطق خشک همیشه فشرده تر از بافت نرده‌ای گیاهان مناطق مرطوب است و کوتیکول آنها ضخیم می‌باشد. حتی گاهی بافتهای بیرونی آنها چوب پنبه‌ای و یا چوبی می‌شود که این امر به مقدار زیاد از میزان تعرق می‌کاهد.


تعداد و وضع روزنه‌ها :
تعداد و وضع روزنه‌ها از عوامل اصلی تعرق به شمار می‌آید. همیشه نوعی رابطه مثبت بین تعداد روزنه‌ها و شدت تعرق وجود دارد. در بعضی گیاهان ساختار تشریحی خاص روزنه‌ها باعث کاهش شدت تعرق می‌شود. مانند کریپت روزنه‌ای در گیاه خرزهره که فرورفتگی‌های پر از کرک در سطح زیرین برگ هستند و روزنه‌ها در ته آنها قرار درند.
مواد شیمیایی باز دارنده تعرق
موادی مانند مومهای پلی وینیل و الکلهای سنگین که بتوانند از راه تاثیر بر یاخته‌های روزنه‌ای موجب بسته شدن روزنه‌ها شوند و یا مستقیما روزنه‌ها را مسدود کنند، مواد باز دارنده تعرق نام دارند. مشاهده شده است که هنگام کاهش تعرق ، فتوسنتز نیز همزمان با آن کاهش می‌یابد. زیرا به هر نحو که مانع خروج بخار آب از روزنه‌ها شویم، ورود CO2 به داخل برگ و در نتیجه فتوسنتز کاهش می‌یابد.

روشهای اندازه گیری تعرق

روش وزن کردن
در این روش از دست دادن ، یا با توزین تمام گیاه و یا شاخه‌ای از آن اندازه گیری می‌شود.

جمع کردن و توزین بخار آب حاصل از تعرق
با این روش می‌توان میزان تعرق به مقدار کم را در گیاهان که در هوای بسته و هوای آزاد رشد می‌کنند، اندازه گرفت. در روش هوای بسته گیاهی را با گلدان در زیر سرپوش می‌گذارند که در آن ظرف کوچکی حاوی مقدار کلرید کلسیم (CaCL2) با وزن مشخصی قرار دارد. افزایش وزن کلرید کلسیم ، مقدار آب خارج شده از گیاه را معلوم می‌کند. در روش هوای آزاد ، گیاه در محفظه‌ای قرار دارد که هوای مرطوب از آن عبور می‌کند.
هوای مرطوب پس از ورود به محفظه از یک طرف از داخل ظرفی حاوی کلرید کلسیم بی آب عبور می‌کند. رطوبت آن بوسیله کلرید کلسیم جذب می‌گردد و از طرف دیگر از بخش واجد گیاه نیز عبور می‌کند و سپس وارد ظرف دیگری می‌شود که محتوی کلرید کلسیم است. با توجه به اینکه وزن کلرید کلسیم قبل از شروع آزمایش تعیین شده است، می‌توان مقداری از آب خارج شده از گیاه را که بوسیله کلرید کلسیم جذب گردیده ، تعیین کرد. ضمنا با عبور دادن هوای آزاد و مرطوب ، شرایط طبیعی گیاه نیز رعایت شده است.

روش لیزیمتری
این روش برای اندازه گیری مقدار تعرق یک پوشش گیاهی بکار می‌رود. برای این منظور پوشش گیاهی را در ظرفهایی به ابعاد دو متر یا بیشتر به نام لیزیمتر که پر از خاک و پوشیده از گیاه‌اند و در داخل زمین جای می‌گیرند، قرار می‌دهند و با دستگاه پیزوالکتریک وزن لیزیمتر را تعیین می‌کنند. اندازه گیری در مورد مجموعه آب خارج شده از گیاه و خاک است و این اتلاف آب را تبخیر - تعریق گویند. در قسمت زیرین لیزیمتر ظرفی برای جمع آوری فاضلاب قرار دارد.

روش حجم سنجی یا پوتومتری (آشام سنجی)
در این روش فرض بر این است که میزان آب جذب شده ، تقریبا برابر با میزان تعرق یا آب دفع شده از گیاه است. شاخه پر برگ ، گیاهی را در زیر آب قطع کرده و در ظرف پر از آب آشام سنج (پوتومتر) قرار می‌دهیم. ظرف آشام سنج دارای دو راه خروجی است که یک لوله مویینه مدرج و یک مخزن آب است. پس از اندازه گیری میزان تعرق ، تمام دستگاه با شیری که جریان آب را از منبع به ظرف کنترل می‌کند، از آب پر می‌شود تا دستگاه کاملا از هوا خالی گردد. پس یک حباب هوا را به درون لوله موئین وارد می‌کنند. در طی تعرق حباب هوا که در طول لوله مویین حرکت می‌کند، نشان دهنده جذب آب توسط گیاه است و می‌توان میزان حرکت آن را اندازه گرفت. روش آشام سنجی برای مطالعه تاثیر عوامل محیطی مثل دما ، نور ، هوا و غیره بر روی تعرق روش مناسبی است.

روش کلرید کبالت
اساس این روش استفاده از کاغذ آغشته به کلرید کبالت (CoCL2) است (تهیه شده با محلول 3% کلرید کبالت). این کاغذ اگر خشک باشد، آبی رنگ است و وقتی مرطوب گردد، صورتی رنگ می‌شود. هنگام آزمایش ، رنگ کاغذ ابتدا آبی است و به تدریج صورتی رنگ می‌شود و میزان تغییر رنگ آن معیاری برای اندازه گیری تعرق است.

|+| نوشته شده توسط بهنام ظرافت در پنجشنبه نهم آبان 1387  |
 عوامل موثر در میزان جذب مواد از خاک
عوامل موثر در میزان جذب مواد از خاک 

شرایط مختلف محیط در همه نقاط سطح زمین به یک میزان فراهم نیست و از این رو در نقاط مختلف ، گیاهان متفاوتی دیده می‌شوند. بطور کلی عوامل اکولوژی عبارتند از : عوامل آب و هوایی یا اقلیمی ، عوامل خاکی ، عوامل زیستی. این است که ترکیب و سیمای رستنیهای مختلف در هر گوشه جهان مشخص است و با نقاط دیگر تفاوت فاحش دارد. به عنوان مثال اختلاف تابش نور خورشید در عرضهای جغرافیایی مختلف در ترکیب و سیمای مدارات مختلف تغییراتی ایجاد می‌کند. بطوری که سیمای جنگلهای استوایی کاملا با سیمای جنگلهای معتدل فرق می‌کند.

با این حال اگر شرایط محیط در دو نقطه مساوی و یکنواخت باشد، نیز ممکن است در ترکیب رستنیهای آن دو نقطه اختلاف شدید مشهود گردد، زیرا موانع طبیعی بسیاری می‌توانند از پراکنش گیاهان در نقاط مناسب جلوگیری کنند. عوامل طبیعی مانند اقیانوسها ، کوهها و بیابانها مانع کلی پراکندگی گیاهان در دو محیط مشابه‌اند و اگر این سدهای طبیعی ، قاره‌ها و خشکیها را از یکدیگر جدا نمی‌ساخت، شاید پراکنش بسیاری از گیاهان مختلف جهان سریع‌تر صورت می‌گرفت.

عوامل آب و هوایی

گیاهان تحت تاثیر آب و هوا قرار گرفته و شکل زیستی خاصی می‌یابند، یعنی شکل و سیمای ظاهری آنها تا حدی تابع آب و هوای محیطشان می‌شود و در این صورت می‌توانند کم و بیش از تقسیمات کلی آب و هوایی موثر واقع شوند. بدیهی است درختان و جنگلها همواره بر اثر تعریق ، مقدار متنابهی بخار آب دفع می‌کنند و بر مقدار بخار آب جو به میزان قابل ملاحظه‌ای می‌افزایند. در این صورت مناطق جنگلی همواره در اثر باران مشروب می‌شوند و دارای آب و هوای مرطوب‌اند. هر قدر تعداد درخت در محیطی کمتر باشد و به جای آن بوته‌های گیاه و چمنزار سطح خاک را بپوشاند، به همان نسبت از بارندگی محیط و رطوبت زمین کاسته می‌شود.

دما و بارندگی از عوامل اقلیمی مهمی هستند که ظهور گونه‌های مختلف گیاهی و رویش آنها را تعیین می‌کنند. دما بر فعالیتهای تعرق ، تنفس ، رویش ، رشد و تولید مثل تاثیر می‌گذارد. بارندگی سالیانه عامل اصلی در تعیین انتشار گیاهان است. بطور کلی جنگلها ، نواحی پرباران را اشغال می‌کنند. صحراها در نواحی کم باران دیده می‌شوند و علفزارها در نواحی دارای بارندگی متوسط وجود دارند. نور سومین عامل اقلیمی مهمی است که در رشد گیاه ، گل دادن و فتوسنتز آن تاثیر بسزایی دارد. بسیاری از گونه‌ها نیازهای نوری نسبتا معینی دارند. برخی از آنها مانند رستنیهای کف جنگل ، برای رشد به نور کم و بعضی دیگر مانند درختان به نور زیاد دارند.

عوامل خاکی

عواملی که در پراکنش ، رشد و بقای گیاه تاثیر می‌گذارند، عبارتند از: دمای خاک ، مقدار آب ، اکسیژن ، مواد آلی ، مواد کانی و درجه اسیدی خاک. دمای خاک در رشد گیاه بویژه از لحاظ تاثیر در جذب آب و مواد کانی ، عامل موثری به شمار می‌آید. در دماهای پایین ، دراز شدن ریشه متوقف گشته، سبب کندی نفوذ آن به طبقات واجد آب و مواد کانی می‌شود، لذا میزان جذب آب و مواد کانی کاهش می‌یابد. باکتریها نیز در خاک سرد غیر فعال‌اند. بنابراین مواد کانی به اندازه کافی در دسترس ریشه قرار نمی‌گیرد. در این صورت کشتکاران ناگزیرند از کودهای نیتروژن‌دار استفاده کنند. دمای پایین خاک و هوا ، همراه با بادهای شدید ، سبب کوتاه ماندن گیاهان نواحی کوهستانی می‌شوند.

عوامل زیستی

گیاهان در طبیعت همراه با سایر موجودات زنده ، اعم از جانور و گیاه ، زندگی می‌کنند و از این رو هر یک از آنها کم و بیش در زندگی موجودات دیگر تاثیر دارد. بطور کلی طبیعت میدان تنازع بقاست و ضعیف همواره مغلوب قویتر از خود می‌شود. جانوران و پستانداران گوشتخوار ، پستانداران علفخوار را طعمه خود می‌سازند و علفخواران از رستنیها و گیاهان وحشی تغذیه می‌کنند و کمک آنها به جامعه گیاهی فقط ریختن فضولات و تقویت جزئی خاک است.

خرگوش و موش و مورچه خسارات زیادی به جامعه‌های گیاهی وارد می‌سازند، ولی در اثر احداث راهروهای زیر زمینی خاک را تهویه می‌کنند و یا آنکه در پراکندگی دانه‌ها و سایر فعالیتها بوم شناسی موثرند. بنابراین جانورانی که در جامعه گیاهی زیست می‌کنند، هر در وضع محیط زیستی خود موثرند و اثرات سودمند یا زیانبخش بر روی آن جامعه باقی می‌گذارند و حالت تعادل را برقرار می‌سازند، بطوری که از بین رفتن یکی از آنها موازنه طبیعی آن جامعه را بر هم می‌زند و دگرگون می‌سازد.

تنازع بقا یکی از مسائل مهم زیستی جهان گیاهی و از خواص عمومی جوامع گیاهی به شمار می‌رود و در بین افراد یک گونه و یا گونه‌های مختلفی که در مجاورت یکدیگر می‌رویند و دارای نیازهای مشترک‌اند و به وجود دیگری نیاز ندارند، حکمفرماست. بنابراین تنازع بقا از مشخصات جامعه‌های گیاهی است.هنگامی که گیاه در شرایط مناسب می‌روید و در معرفی کمبود مواد غذایی و عواملی مانند نور و هوا واقع نشده است، یعنی ریشه آن به راحتی از آب و مواد غذایی استفاده می‌کند و ساقه و برگ آن نیز از نور و هوا بهره‌مند می‌گردد و بطور کلی مزاحمتی برای گیاه مجاورش فراهم نمی‌سازد، مسئله تنازع بقا مفهومی ندارد.

ولی پس از آنکه تعداد افراد رو به افزایش گذاشت و گیاهان مختلف با یکدیگر تماس نزدیک حاصل کردند و به عبارت دیگر ، اصطکاک منافع بین آنها ایجاد شد، گیاه قویتر ، گیاه ضعیفتر را حتی اگر از افراد همان گونه باشد، در مضیقه می‌گذارد و از شرایط زندگی و حق حیات محروم می‌سازد تا حدی که باعث از بین رفتن آن می‌شود. بنابراین تنازع بقا معرف کمبود مواد و عوامل مورد نیاز برای زندگی گیاه است و نشانگر آن است که آب و نور و مواد غذایی به حد کافی در اختیار کلیه گیاهان دیگر قرار ندارد.

توالی گیاهی

بطور کلی مراحل تغییر تدریجی یک اکوسیستم را که در مدتی طولانی و در طول قرنها رخ می‌دهد، توالی گویند. در توالی بوم شناختی ، اجتماعات مختلف بطور متوالی و منظم در محل معینی پدید می‌آیند. ترتیب اجتماعات که از روی سنگ برهنه آغاز می‌شود و مثلا تا تشکیل یک جنگل بلوط و گردو ادامه می‌یابد، توالی اولیه نام دارد، یعنی قبلا اجتماعی در این محل وجود نداشته است.

در موارد دیگر اجتماعاتی که در گذشته بوده و از بین رفته‌اند، همچنان بر ویژگیهای محیط فیزیکی اثر خواهند داشت. به عنوان مثال این اثر وقتی رخ می‌دهد که جنگلی با آتش سوزی ویران شود. توالی در این محل یعنی روی خاکی آغاز می‌شود که با فعالیتهای اجتماعات پیشین تعدیل شده است. بنابراین ترتیب اجتماعات در مناطقی که قبلا در آنها اجتماع زیستی وجود داشته، نمونه‌های توالی ثانویه هستند.

مباحث مرتبط با عنوان

 ۱) تاثیر فلزات سنگین

فلزات سنگین فلزاتی هستند که دارای چگالی بالاتر از 5 گرم بر سانتیمتر مکعب باشند. این تعریف از نقطه نظر بیولوژیکی بسیار سودمند است زیرا تعداد زیادی از عناصر موجود در طبیعت را شامل میگردد. ولی تنها تعداد اندکی از این عناصر در شرایط فیزیولوژیکی، بصورت محلول یافت و بنابراین ممکن است برای سلولهای زنده قابل دسترس باشند. در میان آنها عناصری وجود دارد که بعنوان ریز مغذی یا عناصر کمیاب (Fe, Mo, Mn, Zn, Ni, Cu, V, Co, W, Cr) برای متابولیسم گیاهی با اهمیت هستند و عناصری نیز وجود دارد که وقتی مقدار آنها در محیط رشد گیاه زیادتر از حد نرمال باشد، برای گیاهان مسمومیت زا هستند. عناصر دیگری نیز که نقش بیولوژیکی ناشناخته و خاصیت مسمومیت زایی بالایی برای گیاهان  دارند (As, Hg, Ag, Sb, Cd, Pb, and U)، وجود دارد. بجز محیطهای طبیعی استثنایی، در حال حاضر به اثرات مخرب رهاسازی فلزات سنگین در طبیعت توجه زیادی میشود. منابع این فلزات عبارتست از ترافیک شهری، دورریزهای خانگی و پسابهای صنعتی. دفع غبار حاصل از کارخانجات، آئروسولها و خاکستر حاصل از صنایع فرآوری کننده فلزات، منجر به آلودگی نواحی روستایی شده است. در مزارع کشاورزی، آلودگی فلزات سنگین بخاطر تیمار خاک با پسابهای آلوده و استفاده بی رویه کودهای فسفاته حاوی کادمیم (Cd)، یک مساله فزاینده می باشد. دوام بلند مدت بیولوژیکی و باقی ماندن در خاک، سبب انباشته شدن این فلزات در زنجیره غذایی و در نتیجه تأثیرات منفی بالقوه برای سلامتی انسان میگردد. میزان دسترسی به این فلزات بستگی به نوع گیاه و میزان مورد نیاز آنها بعنوان ریز مغذی و قابلیت گیاهان برای تنظیم کارآمد متابولیسم آنها از طریق ترشح اسیدهای آلی یا پروتونها به محیط ریشه دارد. علاوه بر آن، خصوصیات خاک بر میزان تحرک آنها و بنابراین تنظیم میزان آزادسازی آنها در محلول خاک موثر است. توانایی گیاهان برای جذب فلزات از خاک، استفاده داخلی از آنها و مکانیزمهای رفع مسمومیت سلولی، حوزه های تحقیقاتی هستند که اخیرا با اقبال روزافزونی مواجه شده اند.

۳) تاثیر گرما

 تغییرات دمایی در طبیعت سریعتر از سایر عوامل تنش زا رخ میدهد. گیاهان به سبب عدم توانایی در حرکت و جابجایی، در معرض تغییرات وسیع درجه حرارت روزانه و یا فصلی قرار دارند و بنابراین باید خود را با تنشهای دمایی، سریع و بطور موثری سازگار نمایند. مشخصه واکنش به تنش دمایی، توقف رونوشت برداری و ترجمه طبیعی ژنها، ابراز بالاتر از حد پروتئینهای ویژه شوک گرمایی (hspها) و تحریک تحمل به گرما می باشد. اگر تنش خیلی شدید باشد، مسیرهای پیام دهی که منتج به مرگ آپوپتوتیک سلولی میگردد، فعال میشود. hspها بعنوان کاپرونهای ملکولی سبب حفاظت سلول در برابر اثرات مخرب تنش دمایی و افزایش امکان بقاء سلول میگردند. افزایش ابراز  hspها توسط فاکتورهای رونوشت برداری شوک گرمایی (hsfها) تنظیم میشود. شناخت ما از مکانیزمهای تنظیم کنندگی تحمل به تنش گرمایی هنوز محدود است مگر اینکه اطلاعات کاملتری از نحوه ابراز و نقش hsp ها بدست آید.

|+| نوشته شده توسط بهنام ظرافت در پنجشنبه نهم آبان 1387  |
 میوه
 

میوه‌ها در بازار لا بوکوئریا در بارسلون 
میوهبزرگ شود‌ها در بازار لا بوکوئریا در بارسلون

از نظر گیاه شناسی میوه عبارتست از تخمک رسیده گیاهان گلدار به همراه دانه های آن . وقتی در آشپزی بحث از میوه بعنوان غذا می شود این واژه معمولاً فقط به میوه گیاهانی اطلاق می شود که شیرین و گوشتدار هستند مانند آلو ، سیب و پرتقال. درحالیکه گروه بسیار زیادی از سبزیجات معمولی ، مغزها و غلات میوه گیاهان خود محسوب می شوند. میوه هایی که معمولاً در آشپزی جزو میوه ها به حساب نمی آیند عبارتند از کدوها( مثل کدو و کدو حلوایی) ، ذرت ، سیب زمینی و فلفل سبز. اینها از نظر یک گیاه شناس میوه هستند اما عموماً در آشپزی جزو سبزیجات در نظر گرفته می شوند. بعضی از ادویه ها مانند فلفل شیرین و جوزهندی میوه هستند. گاهی مواقع میوه های مربوط به آشپزی از نظر گیاه شناسی جزو میوه ها محسوب نمی شوند مثل ریواس که در آن فقط برگ شیرین دمبرگ قابل خوردن است .

گاهی اوقات اصطلاح میوه کاذب در مورد یک میوه مثل
انجیر(a multiple-accessory fruit; ) یا یک ساختار گیاهی که شبیه میوه است اما از یک گل یا تعدادی گل حاصل نمی شود بکار می رود. بعضی از بازدانگان ازقبیل گیاه سرخدار دارای آریل های گوشتدار شبیه میوه هستند و تعدادی از ارسها، مخروطهای گوشتداری شبیه گیلاس دارند.

در بیشتر میوه ها ،
گرده افشانی بخش مهمی از پرورش میوه است و عدم دانش کافی در مورد گرده سازها و گرده افشانها می تواند به تولید محصولات ضعیف یا نامرغوب منجر شود. در تعداد کمی از گونـــــــه ها فرآیندی به نام parthenocarpy ( بکر میوه دهی) وجود دارد که درآن احتمال تولید میوه در غیاب گرده سازها / گرده افشانها وجود دارد. اینگونه میوه ها بدون دانه هستند.


بعد ازباروری تخمک دراثر فرآیندی به نام گرده افشانی ، تخمدان شروع به رشد می کند. گلبرگها می افتند و تخمک درون دانه رشد می کند. سرانجام تخمدان ( دربیشتر موارد به همراه سایر قسمتهای گل ) ساختاری را حول دانه یا دانه ها بوجود می آورد که میوه نامیده می شود. رشد میوه تا زمان بلوغ دانه ها ادامه می یابد. در برخی از میوه های چند دانه ای ، مقدار رشد گوشت میوه متناسب با تعداد تخمکهای بارور شده است .

دیواره میوه که از دیواره تخمدان گل بوجود آمده پیرابر نامیده می شود. پیرابراغلب بصورت دو یا سه لایه مجزا به نامهای برون بر(لایه خارجی) ، میان بر( لایه میانی) و درون بر ( لایه داخلی) جدایش یافته است . در بعضی از میوه ها بخصوص میوه های یکپارچه که از یک تخمدان همبند حاصل شده اند ، سایر قسمتهای گل ( از قبیل آوند گل که شامل
گلبرگها ، کاسبرگها و پرچم ها است) با تخمدان در آمیخته شده و با آن رشد می کنند. اگر بخشهای دیگر گل که به آنها اشاره شد قسمت مهمی در میوه باشند به آن میوه ثانوی می گویند. چون ممکن است سایر قسمتهای گل در ساختار میوه موثر باشند لذا برای فهم چگونگی شکل گیری یک میوه خاص ، بررسی ساختار گل آن بسیار مهم است .

سیبها از نظر رشد و نمو و شکل بسیار متنوع هستند وهمین مسئله ایجاد یک نظام طبقه بندی که دربرگیرنده تمامی میوه های شناخته باشد را مشکل می سازد. بعلاوه به نظر می رسد که بسیاری از اصطلاحات در رابطه با دانه ها و میوه به درستی بکار نرفته است و این واقعیتی است که درک واژگان را مشکل ساخته نموده . دانه ها ، تخمکهای رسیده هستند ؛ میوه ها ، تخمدانها یا برچه های محتوی دانه هستند.این توضیح را می توان به این دو تعریف افزود که در واژه شناسی مربوط به علم گیاه شناسی یک مغز نوعی میوه است و واژه دیگری برای دانه نمی باشد.
سه گروه کلی برای میوه ها وجود دارد:

رشد و نمو میوه

  1. میوه های یکپارچه.
  2. میوه های فراهم
  3. میوه های چند بخشی

میوه های یکپارچه می توانند خشک یا گوشتداربوده و حاصل رشد یک تخمدان ساده یا مرکب ولی با یک مادگی باشند . میــــــوه های خشک ممکن است شکوفا( دارای دهانه برای بیرون فرستادن دانه ها) ویا ناشکوفا ( فاقد دهانه برای خارج کرده دانه ها) باشند. انواع میوه های خشک و یکپارچه عبارتند از( با مثال) :

میوه های یکپارچــــه

میوه هایی که در آنها بخشی یا تمام پیرابر ( دیواره میوه) هنگام بلوغ گوشتداراست را میوه های گوشتدار یکپارچه می نامند. انواع میوه های یکپارچه گوشتدار عبارتند از ( با مثال) :

میوه فراهم از یک گل با تعداد زیادی مادگی بوجود می آید. نمونه آن تمشک است که میوه های یکپارچه اش را شفتک می نامند چون هر کدام از آنها شبیه یک شفت کوچکی است که به نهنج متصل می باشد. در برخی از میوه های خاردار از قبیل« سیاه سته) نهنج باریک و دراز بوده و بخشی از میوه رسیده است و سیاه سته را به میوه ای ثانوی – فراهمی تبدیل می کند. توت فرنگی هم میوه ای ثانوی – فراهمی محسوب می شود که تنها درآن ، دانه ها درون تخمهای برهنه ای ( یک تخمه) قرار دارند. در تمامی این نمونه ها ، میوه از یک گل مجزا با تعداد زیادی مادگی بوجود می آیند.

در بعضی از گیاهان مانند noni ، گلها بصورت منظم سرتاسر ساقه تولید می شوند و امکان اینکه باهم نمونه هایی از گل آوری ، رویش میوه و رسیدن آنرا ببینیم وجود دارد.


میوه چند بخشی به میوه ای گفته می شود که از یک خوشه گل بوجود آمده باشد ( به نام گل آذین) . هر گل یک میوه تولیـــــد می کند اما آنها بصورت یک مجموعه بالغ می شوند. مانند آناناس ، انجیر خوراکی ، توت ، پرتقال اوسیج و درخت نان.

در عکس سمت راست مراحل گل آوری و رشد میوه در noni یا توت هندی (Morinda citrifolia ) را می‌توانید بر روی شاخه ای مجزا مشاهده کنید. ابتدا شکوفایی گلهای سفید به نام سنبله بوجود می آید. بعد از باروری ، هر گل به یک شفت تبدیل می گردد و هنگامیکه شفتها رشد کردند بصورت یک میوه گوشتدار چند بخشی به نام میوه پیوسته در هم ادغام می شوند.

میوه ها سازه های گیاهی هستند که ظاهراً تغییراتشان به میزان زیادی با انتشار دانه هایشان ( پراکندگی نامیده می شود) در ارتباط است .
بعضی میوه ها دارای لایه های بیرونی هستند که با خوشه ها یا خارگوی هایی پوشیده شده که مانع از خورده شدنشان توسط
حیوانات شده ویا برای چسبیده به موی حیوانات و استفاده از آنها بعنوان عامل انتشار کاربرد دارند.
سایر میوه ها دراز و پهن می شوند بنابراین شبیه
بال هواپیما یا ملخ هلیکوپتر باریک می گردند. این همچنین یک مکانیسم تکاملی برای افزایش دامنه انتشار به حساب می آید.

میوه های فراهم

میوه های چند بخشی

انتشار دانـــــــــــــــــه

|+| نوشته شده توسط بهنام ظرافت در پنجشنبه نهم آبان 1387  |
 گل
گل بخشی زایشی در گیاه است که فقط در نهاندانگان دیده میشود . پس از

عمل گرد افشانی و تشکیل سلول تخم باتقسیم و تمایز بعدی سلول تخم دانه

ایجاد میشود.  کلا به اشکال مختلف و به اندازه های مختلف دیده می

شود . اگر گل دارائی بخش نازا و بخش زایا ( پرچم و مادگی) باشد گل

را دو جنسی می گویند (دو جنسه) .

 اگر یکی از اندامهای زایا در گل وجود داشته باشد گل را تک جنسه می

گویند (گل نر ؛ گل ماده ) ممکن است گل های نر در روی یک پایه

گیاه و گل های ماده روی پایه دیگر وجود داشته باشد که در این صورت

 گیاه را دو پایه میگویند . اگر هر دو گل  نر و ماده روی یک پایه گیاه

باشد  گیاه تک پایه می گویم .

گل : به طور کلی عنوان گل به عضوی از گاه اطلاق می شود که حداقل دارائی عناصر زیر است :

 اول پرچم ها  یا  اتامین :  که شامل کیسه گرده یا بساک که محتوی دانه گرده میباشد کیسه های گرده معمولا در انتهای میله یا رشته باریکی بتام فیله قرار دارند  

دوم تخمدان یا اوایر : که در نهاندانگان محفظه بسته ای است که از قطعات برچه ها یا کاپرل تشکیل شده است برچه ها تخمک ساز بوده و منشا برگی دارند

به طور کلی اجتماع بساکها یا پرچم ها در گل آندروسه گویند که آندروسه ممکن است در گل  از عناصر بی شماری تشکیل شده باشد

اجتماع پرچم ها را در اصطلاح ژینه سه گویند   ژینه سه ها نیز مانند آندروسه ها ممکن است از یک واحد تشکیل شود و یا به یک برچه تقلیل یابد مانند گیاهان تیره نخود

در نهاندانگان معمولا دو قسمت اصلی گل یعنی آندروسه و ژینه سه با قطعات پوششی دیگری که منشا برگی دارند و غالبا رنگین هستند به نام پوشش گل یا پریانت همراه می باشند  که پر یانت خود از دو ردیف یا دو چرخه قطعات پیوسته یا جدا از هم تشکیل می گردد

  ــ به طور کلی ساختمان عمومی  گل در نهاندانگان به قرار زیر است

۱) محور گل : محور کوتاهی است که بر روی آن قسمتهای مختلف گل به طور فشرده قرار گرفته است در برخی از گیاهان دو لپه ای مانند مناگنولیا و آلاله محور گل کم و بیش کشیده و دراز است . در گیاهان تیره میخک مانند سیلن مادگی و نافه به واسطه محور گل از کاسه دور میگردد که در اصطلاح گیاهشناسی محور طویا مذبور را ژینو فور گویند و در گیاهان تیره نیلوفر آبی مانند نلوبیوم ( ثعله یاقلی ) برچه ها در راس محور نسبتا پهن و مخروطی شکل به نام ژینو فور یا کاریو فور قرار دارند . و.... 

۲) نهنج : مهمولا انتهای محور گل را که قطعات گل روی آنذ قرار دارند نهنج می گویند نمو نهنج در زمان پیدایش قطعات گل به صورت های مختلف انجام می گیرد 

مثلا : درراسته آلاله نهنج گل همیشه محدب است و به چنین نهنج ها تالاموس گویند

|+| نوشته شده توسط بهنام ظرافت در پنجشنبه نهم آبان 1387  |
 ساقه1
به لحاظ استقرار به روی ساقه شامل : جوانه انتهایی ، جانبی ، فرعی و نابجا تقسیم می‌شوند و به لحاظ اندامی که تولید می‌کنند شامل جوانه گل ، برگ ، مرکب.

ساقه‌های چوبی

در ساقه‌های چوبی مانند گردو در نوک شاخه جوانه‌ای به نام جوانه انتهایی و در طول شاخه آن جوانه‌های جانبی وجود دارد و در پایین هر جوانه اثر آوند و اثر برگ دیده می‌شود. در طول ساقه‌های چوبی در محل ارتباط بافتهای آوندی برگ و جوانه گره وجود دارد و در سطح ساقه برآمدگیهای کوچکی به نام عدسک دیده می‌شود.

جوانه از یاخته‌های مرسیتمی تشکیل شده است. این یاخته‌ها در برابر عوامل نامساعد محیط بسیار حساس‌اند و نیاز به محافظت دارند به همین مناسب اغلب جوانه‌ها از برگهای تغییر شکل یافته‌ای به نام پولک تشکیل شده‌اند. جوانه های گیاهان علفی و معدودی از گیاهان چوبی پولکهای حفاظتی ندارند و آنها را جوانه برهنه می نامند.

ساقه گیاهان دو لپه‌ای علفی

ساختار ظاهری این گیاهان شبیه به ساقه جوان گیاهان چوبی است. اما جوانه‌ها برهنه و در سراسر عمر گیاه فعال‌اند. برگهای این گیاهان نمی‌ریزند و در نتیجه اثر برگها و اثر بافتهای آنها روی ساقه دیده نمی‌شود.

ساقه گیاهان تک لپه‌ای

ذرت و نخل دو نمونه از گیاهان تک لپه‌ای هستند. ذرت تک لپه‌ای علفی است که ساقه آن از نیام برگها پوشیده شده است. اگر نیام را جدا کنیم در ساقه آن گره و میانگره دیده می‌شود ساقه در محل گره‌ها کمابیش تخم مرغی شکل و در یک نقطه فرورفته است.

ساقه نخلها

دارای جوانه انتهایی مخروطی شکل بسیار بزرگند. که برگهای جدید و گل از آن تولید می‌شوند. اگر نقطه رشد انتهایی آسیب ببیند گیاه می‌میرد. برگها نزدیک به هم در بالای ساقه تولید می‌شوند در نتیجه میانگره‌ها کوتاهند. در ساقه نخل جوانه ، گره و میانگره بوضوح دیده نمی‌شوند. ساقه نخل رشد قطری ندارد و قطر آن از بالا به پایین یکسان است. علت قطور بودن ساقه نخل بزرگ شدن یاخته‌ای پارانشیمی ساقه و تمرکز ماده چوب و سایر مواد دیگر در دیواره‌های آنهاست.

ساقه‌های تغییر شکل یافته

تغییر شکل ساقه اغلب با تغییر نقش آن همراه است. در هر حال ساقه با هر شکل و نقشی ویژگیهای ساختاری خود را داراست. یعنی گره ، میانگره و بافتهای مشخصی دارد. مهمترین ساقه‌های تغیر شکل یافته عبارتند از :

ساقه هوایی خزنده

این ساقه‌ها عموما در سطح زمین بطور افقی رشد می‌کنند و دارای میانگره بلندند (توت فرنگی). برگها ریز و پولک مانند و برگ و گل در گره‌های معین یا در محل گره‌های که با زمین تماس حاصل می‌کنند تولید می‌شود.

ساقه زیرزمینی

این ساقه‌ها اندامهای ذخیره‌ای گیاه بشمار می‌روند. با استفاده از مواد ذخیره‌ای که در طی سال اول در آنها جمع می‌شود ساقه هوایی جدیدی در سال بعد رشد می‌کند. ساقه‌های زیرزمینی به شکل ریزوم ، غده پیاز (سوخ) دیده می‌شود. در ریزوم ساقه‌ها استوانهای شکل‌اند و در زیر زمین بطور افقی رشد می‌کنند این ساقه‌ها باریک و گوشتی و دارای اندوخته غذایی هستند. ساقه‌ها دارای گره ، میانگره ، برگهای متعددند. جوانه‌ها در پایه برگهای پولکی اندامهای هوایی را تولید می‌کنند و در گونه‌های زنبق انتهای در حال رشد ریزوم برگ و گل تولید می کند. ریشه در محل گرهها تولید می شود.

در ساقه های غده ای انتهای متورم ریزوم را غده می‌نامند. سیب زمینی یک غده است. بوته سیب زمینی سه نوع ساقه دارد: ساقه‌های هوایی معمولی ، ریزوم باریک و انتهای متورم آن همان غده است.
غده سیب زمینی دارای گره ، میانگره ، جوانه جانبی و یک جوانه انتهایی است. گروهی از جوانه‌ها یک چشم را تشکیل می‌دهند. چشمهای بر روی غده به وضع مارپیچی قرار دارند. هر چشم موقعیت یک گره را نشان می‌دهد. و در ساقه پیازی ساقه‌ها کوتاه و ضخیم‌اند، بطور افقی رشد می‌کنند و غذای اندوخته یا در ساقه کوتاه مثل گلایول و سیکلامن یا در پولکهای برگ مانند اطراف آن مثل نرگس جا دارند.

ساقه پیچنده یا پیچکها

ساقه پیچنده دراز و باریک است و بافت استحکامی دارد. در تماس با هر یک تکیه گاه به دور آن می‌پیچند مانند پیچک انگور ، نیلوفر ، چسبک ، پیچکها در بخش انتهایی خود رشد سریع دارند.

ساقه برگ نما

به شکل ظاهری ساقه برگ نما همانند برگ است. این ساقه‌ها سبز رنگند و نقش برگ را هم انجام می‌دهند و سطح این ساقه‌ها ممکن است گل ، میوه و برگ بطور موقت ظاهر شود. مانند کوله خاس ، مارچوبه.

ساقه گوشتی

در عده ای از گیاهان فرایند ساختن غذا محدودی به ساقه می‌شود، زیرا برگها بسیار تحلیل رفته‌اند. این گیاهان در مواقع بارندگی مقدار قابل ملاحظه‌ای آب را در ساقه گوشت‌دار خود ذخیره می‌کنند و در فصلهای بی‌آبی از آن استفاده می‌کنند. ساقه گیاهان کاکتوس ، فرنیون ، علف شیر از جمله‌اند.

ساقه خار نما

اغلب خارهای گیاهان ، ساقه تغییر شکل یافته یا زایده ساقه‌اند. اما خارهایی که از تغییر شکل برگها حاصل شده‌اند در بعضی گیاهان مانند زرشک و اقاقیا دیده می‌شوند. نمونه ساقه خار نما در گیاه خار مصری و لالیک دیده می‌شوند. سطح خارها دارای برگ است که دلیلی است بر ساقه بودن خار.
|+| نوشته شده توسط بهنام ظرافت در پنجشنبه نهم آبان 1387  |
 ساقه

مقدمه

ساقه دارای رشد طولی و رشد قطری است. تمام ساقه‌ها رشد طولی دارند ولی رشد قطری در همه آنها دیده نمی‌شود. هر دو نوع رشد نتیجه تقسیم یاخته‌های مریستمی و تولید یاخته‌های جدید است. رشد طولی مقدم بر رشد قطری است. و در ساقه‌هایی که دارای هر دو نوع رشدند ابتدا رشد طولی را آغاز می‌کنند. بهمین دلیل رشد طولی و رشد نخستین و رشد قطری را رشد پسین می‌نامند.

پیدایش بافتهای نخستین ساقه

در مریستم ساقه سه نوع بافت مریستم نخستین به نامهای پروتودرم ، مریستم زمینه ، و پروکامبیوم تشخیص داده می‌شوند. این سه نوع بافت چند میلیمتر پایین‌تر از مریستم انتهایی قرار دارند و مستقیما از تمایز یاخته‌های مریستم انتهایی بوجود می‌آیند. از تمایز این سه بافت به ترتیب جدول زیر پدید می‌آیند.
پروتودرم بشره را تولید می‌کند.
مریستم زمینه بافتهای نخستین پوست، مغز، و اشعه مغزی را تولید می‌کند.
پروکامبیوم ابتدا بافتهای چوبی و آبکشی نخستین را بوجود می‌آورد و بعدها کامبیوم آوندی را تولید می‌کند. پروکامبیوم از خارج آوندهای آبکشی و از داخل آوندهای چوبی را ایجاد می‌کند.

ساختار بافتهای نخستین دو لپه‌ایها و بازدانگان

بشره پوست آندودرم استوانه مرکزی مغز و اشعه مغزی


بشره شامل یک ردیف یاخته‌های بدون کلروپلاست و نشاسته‌ای پوست ناحیه استوانه‌ای است که بین بشره و استوانه مرکزی قرار دارد. و معمولا از بافت پارانشیم بوجود آمده است. آندودرم از یک لایه یاخته تشکیل شده است که استوانه‌ای تو خالی را تشکیل می‌دهد در یاخته‌های معمولی آندودرم نوارهای محتوی چوب و چوب پنبه به صورت نوار کاسپار دیده می‌شود. آندودرم ساقه چندان واضح دیده نمی‌شود. استوانه مرکزی به صورت استوانه‌ای پوسته یا گسسته درون پوست قرار دارد.

و استوانه مرکزی
بافت آبکشی و بافت چوبی وجود دارد که بافت آبکشی معمولا در خارج قرار می‌گیرد و شامل یاخته‌های آبکشی ، یاخته‌های همراه ، فیبرو پارانشیم است و دیگری بافت چوبی که در داخل قرار دارد شامل یاخته‌های چوبی ، تراکئید ، فیبروپارانشیم است. در حالتی که استوانه مرکزی یکپارچه نیست، هر نوار یک دسته آوندی خوانده می‌شود بین آوندهای آبکش و آوندهای چوبی ساقه دو لپه‌ایهای چوبی و بازدانگان بافت کامبیوم آوندی در یک لایه قرار دارد. بخش بیرونی استوانه مرکزی را دایره محیطی تشکیل می‌دهد. مغز بخشی کم و بیش استوانه‌ای است که در مرکز ساقه قرار دارد. و از بافت پارانشیم تشکیل شده و انشعابات آن بنام اشعه مغزی فواصل بین آوندها را پر می‌کند.

ساختار نخستین تک لپه‌ایها

در ساقه علفی تک لپه‌ایها بافتهای چوبی و آبکشی بصورت دستجات آوندی پراکنده‌اند و تراکم آنها در نزدیکیهای پیرامون ساقه بیشتر است. بافت چوبی اغلب در سمت درونی ساقه و در زیر بافت آبکشی مربوط قرار دارد. آوندهای چوبی و آبکشی توسط بافتی بنام غلاف آوندی احاطه شده‌اند. مغز اکثرا تحلیل رفته است به علت عدم رشد پسین کامبیوم ندارند. و در بافتهایی مانند نخل ساقه کلفت می‌شود اما چوبی نیست.

پیدایش بافتهای پسین در ساقه

رشد پسین در اثر فعالیت کامبیوم چوب آبکش صورت می‌گیرد این لایه بافت آبکشی پسین را بطرف خارج و بافت چوبی را پسین را بطرف داخل تولید می‌کند. افزایش قطری ساقه سبب ایجاد شکافهایی در بشره و پوست می‌گردد در این صورت نقشهای حفاظتی و ذخیره‌ای بشره و پوست بوسیله بافتهای چوب پنبه و فلودرم انجام می‌گیرد. این بافتها از کامبیوم فلوژن حاصل می‌شود.

ساختار درونی پسین ساقه دو لپه‌ایهای چوبی و بازدانگان

کامبیوم چوب آبکش بطرف خارج آبکش پسین را تولید می‌کند و بطرف داخل بافت چوبی پسین را تولید می‌کند تناوب فعالیت کامبیوم چوب آبکش سبب ایجاد چوبهای بهاره و تابستانه می‌شود. که در مجموع حلقه سالاسه را بوجود می‌آورند سن درخت را می‌توان با شمارش حلقه در سطح مقطع تنه درخت تعیین کرد. با افزایش سن درخت ویژگیهای چوب قسمت مرکزی ساقه تغییر می‌کند و نقش هدایت شیره خام را از دست می‌دهد این چوب سخت‌تر و تیره‌تر از چوب پیرامون است و آن را قلب چوب می‌نامند. چوب پیرامونی قلب چوب تغییر نمی‌کند و همچنان هدایت شیره خام را بر عهده دارد و چوب پیرامونی را چوب شیره بر می‌نامند.
|+| نوشته شده توسط بهنام ظرافت در پنجشنبه نهم آبان 1387  |
 عجایب
* بزرگترین گل آذین
گیاه Titan arum (Amorphophallus titanum) بزرگترین گل آذین را در بین گیاهان گلدار دارا می باشد. از نطر تکنیکی تفاوت آن با گیاه Rafflesia arnoldii این است که Titan arum یک گل منفرد نیست و در واقع خوشه ای از گلهای کوچک است که گل آذین نامیده می شود.

 بزرگترین میوه
میوه درخت نان صحرایی یا جک (Jackfruit) که در هند و سری لانکا می روید احتمالا بزرگترین میوه را در میان گیاهان دارد. میوه این درخت ممکن است حدود 50 پوند (حدود 22 کیلوگرم) وزن داشته باشد. میوه ، بیضی شکل ، زرد رنگ و خاردار است. مغز درونی آن قهوه ای با مزه ترش یا شیرین است. مغز این میوه را می توان هم خام خورد و هم به چند طریق آن را پخت.

* بزرگترین برگ
نخل ماداگاسکار یا نخل رافیا (Raffia) بزرگترین برگها را دارد. طول این برگها 40 فوت (22/1 متر) است. الیاف برگها برای سبد و حصیربافی و همچنین وصل کردن گیاهان به هم مورد استفاده قرار می گیرد.
بزرگترین درخت
بزرگترین درخت دنیا ، درخت سکویای غول آسای کالیفرنیا است. این درخت در پارک ملی سکویا در شرق کالیفرنیا وجود دارد. این درخت همچنین بزرگترین موجود زنده جهان نیز هست!
بلندی این درخت حدود 83 متر و اندازه محیط آن حدود 31 متر است و حدود 2500 تن چوب دارد. گفته می شود این درخت تقریبا چهار هزار سال عمر کرده است.

* طولانی ترین عمر
درخت های کاج میوه درشت که در نوادا ، کالیفرنیا و آریزونا وجود دارند قدیمی ترین گیاه در دنیا هستند.
یکی از مسن ترین درختانی که تا کنون شناخته شده و در حال حاضر هم زنده است ، حدود 4600 سال عمر دارد. این درخت بیش از دو هزار سال قبل از میلاد حضرت مسیح روییده است.

 سمی ترین قارچ
قارچ کلاه یا فنجان مرگ احتمالا سمی ترین قارچ دنیاست. حتی قسمت کوچکی از این قارچ می تواند انسانی را بکشد. این قارچ خیلی خطرناک است ، چون سم آن حتی با پختن هم از بین نمی رود . تا 56 ساعت از خوردن این سم نگذشته باشد هیچ احساسی به مصرف کننده آن دست نمی دهد و هیچ چیز نمی تواند جان مسموم را نجات دهد. چون برای این سم درمانی وجود ندارد. فنجان مرگ برای تمامی جانوران سمی و خطرناک است.

 

 

|+| نوشته شده توسط بهنام ظرافت در پنجشنبه نهم آبان 1387  |
 بیماری لکهٴ قهوه ای برنج
بیماری لکهٴ قهوه ای برنج  

Helminthosporium oryz عامل بیماری

 علایم بیماری:

 علایم بیماری  بصورت ظهور لکه های قهوه ای در روی برگ،

ساقه،پوسته ی شلتوک  است و بیشترین خسارت را غالبا برگهای

خزانه می بینند.در صورتی که آلودگی درخزانه شدید باشد از دور

 منظره سوختگی  به خود می گیرد.لکه ها  ابتدا  ریز هستند سپس

 بزرگ می شوند و به شکل گرد یا بیضوی تغییر کرده،مرکز آنها

خاکستری  می گردند.پیرامون  لکه  را غالبا  هاله ای  زرد  فرا

می گیرد.روی پوسته شلتوک  ممکن است لکه های قهوه ای تیره

تا سیاه  ظاهر می شوند و دانه های آلوده نیز ممکن است به رنگ

 سیاه ،چروکیده و غیره  قابل استفاده  گردند.این  بیماری بیشتر در

 زمینهای شنی و باتلاقی که از نظر مواد غذایی فقیرند شیوع دارد.

کمبود  منگنز و منیزیم  سبب حساسیت بیشتر برنج به این بیماری

می گردد.

 مبارزه:

 جمع آوری و از بین بردن بقایای گیاهی آلوده وتقویت زمین در

 کنترل بیماری موثر است.در مبارزه شیمیایی می توان شلتوکها

را قبل از کشت با قارچکش ویتاواکس تیرام به نسبت 2 در هزار

به طریق خشک ضد عفونی نمود.ضمنا شلتوکها را قبل از کاشت

می توان به مدت 10-16 ساعت در محلول دو در هزار این سم

یا توپسین خیس کرد و سپس کشت نمود.

 بیماری سوختگی غلاف برگ برنج

بیماری سوختگی غلاف برگ برنج

(شیت بلایت)       

  عامل بیماری:Rhizoctonia solani

 علایم بیماری:

 علایم بیماری ابتدا به صورت نقاط  آبسوخته در غلاف  برگ

ظاهر می شود.نقاط  آلوده  به شکل  بیضوی  کشیده  یا  گاهی

نامنظم  به طول 1 تا  3 سانتی متر به رنگ   سبز  خاکستری

نمایان می گردند.مرکزلکه ها به تدریج  خاکستری  متمایل به

سفید و حاشیه ی آنها قهوه ای می شود.

آلودگی در مزرعه ابتدا در غلاف  پایین  و در نقطه ی  تماس

با سطح آب  ظاهر می گردد. وقتی  شرایط  جوی  برای  رشد

قارچ فراهم باشد آلودگی به برگ نیز سرایت می کند و ممکن

 است تمام برگهای گیاه خشک شوند.

در شمال ایران غالبا رشد  غلافهای  آلوده  محدود  می شود و

برگها به  صورت  موضعی  از بین  می  روند. در  بوته های

 آلوده به علت اینکه آب ومواد غذایی کافی به خوشه نمی رسد

دانه های آن  باریک  می شوند و یا  ممکن  است  دانه های آن

 باریک می شوند و یا ممکن  است  دانه ای  در خوشه  تشکیل

 نشود.دانه های باریک  در موقع  آسیاب کردن خرد می گردند.

همچنین  بوته های  برنج  ممکن  است  در اثر  آلودگی به  این

 بیماری ورس نمایند.

 

 مبارزه:

 1- کاشت ارقام مقاوم و یا با  مقاومت  نسبی  بالاتر

2- جمع آوری و از بین  بردن  بقایای  گیاهی  آلوده

3- اجتناب از مصرف بیش از حد کود ازته

4- کاشت برنج در زمان مناسب

5- رعایت فاصله ی  به خصوص  در ارقام پر پنجه

6- استفاده از سموم بنومیل(بنلیت)به نسبت یک کیلو

 در هکتار و یا والیدامایسین به نسبت دو لیتر در

هکتارموثر است. 

بیماری پوسیدگی طوقه برنج

 بیماری پوسیدگی طوقه برنج

 عامل بیماری:Gibberella fujikuroi

  علایم بیماری:

 علایم  بیماری  غالبا با دراز و باریک شدن  نشا  یا  بوته ها در

مزرعه  نمایان  می گردند .گیاهچه های  آلوده  معمولا  چندین

 سانتی متر طویل تر از  گیاهچه های  سالم  شده،به  رنگ  سبز

روشن یا زرد  در  می آیند.این  زردی  از  انتهای  بوته  شروع

می شود. عده ای  از  گیاهچه ها در خزانه  و  تعدادی  پس  از

 انتقال به  مزرعه  از  بین  می میرند.عده ای از نشا ءهای  آلوده

ممکن  است علایم  فوق را نداشته باشند،حتی  ممکن  است کوتاه

 هر از نشاءهای  سالم  باشند.این تفاوت  به  نژاد عامل  بیماری،

حرارت و رطوبت محیط  بستگی  دارد.نشاءهای  به  ظاهر سالم

وقتی به مزرعه منتقل می گردند  تدریجا  به  رنگ  سبز  روشن

 در می آمده،سریعا رشد کرده،باریک و دراز می گردند.

بوته های آلوده در مواقع بارندگی  خفیف و تابش  نور  خورشید

به آسانی  از بوته های  سالم  متمایز و قابل  تشخیص  می باشند.

تعداد  پنجه در بوته های  آلوده  کم و برگهای آن پس از دیگری

از  پایین  به  رنگ  قهوه ای  در  می آمده، لوله ای  می شوند و

 می میرند. گاهی  بوته های  آلوده  تا مرحله  بلوغ  بقاء خود  را

حفظ کرده، ولی  چند خوشه  کوچک و تو  خالی و یا  حاوی  بذر

 چروکیده  تولید  می کنند .در مزراع با  آب  فراوان  محل  طوقه

سیاه شده ولی در مزراع با  آب  کم  علاوه  بر  سیاه شدگی  محل

طوقه  قارچ  به  صورت  قشر  متراکم  سفید  رنگ  یا  ارغوانی

مشاهده می شود که میسلیوم های  قارچ  می باشد و تعداد  زیادی

کنیدی هم روی ان تشکیل می گردند.

غالبا از محل بند اول  ساقه، ریشه های نابجا  ایجاد  می شوند .این

ریشه ها ابتدا به رنگ  سفید  کرم  بوده،ولی بعدا به رنگ قهوه ای

 تیره در می آیند در حالی که ریشه های بوته  در خاک سفید رنگ

هستند.اگر برش طولی به ساقه  داده  شود در قسمت گره ها دارای

بافت اسفنجی قهوه ای  رنگ بوده ،از میسلیوم سفید  قارچ  پوشیده

می شود.

 

 

 مبارزه:

 شناسایی و استفاده از ارقام  مقاوم و کاشت بذر سالم در کاهش

 بیماری موثر است.برای جلوگیری از بیماری و کاهش خسارت

 ضد عفونی بذر قبل از کاشت توصیه می شود.برای ضد عفونی

 بذر می توان از سموم ویتاواکس،ویتاواکس تیرام،بنومیل

و غیره به نسبت 5/1-2 در هزار استفاده نمود.

بیماری پوسیدگی ساقه برنج

بیماری پوسیدگی ساقه برنج

 عامل بیماری:Magnaporthe salvinii

 علایم بیماری:

 بیماری و خسارت آن معمولا در اواخر فصل رشد در بوته ها

ظاهر می گردد که به صورت  لکه های  کوچک  نامنظم مایل

به سیاه روی خارجی ترین غلاف های  برگ  نزدیک به سطح

آب می باشد.در ناحیه  آلوده ممکن  است  اسکلرت های  قارچ

تشکیل شوند.با گذشت  زمان  بیماری  به  غلاف های  داخلی و

ساقه  نفوذ  می کند. غلاف  در  اثر  آلودگی  پوسیده و  خشک

می گردد.  بعد  از  آلودگی  ساقه  در  نزدیک  به  سطح  زمین

فاصله چند  میان  گره  نیز  آلوده  می شوند و بعد  از  پوسیدگی

به  رنگ  سیاه  در می آیند. آلودگی  ساقه  و  پوسیدگی  میان

گره ها  سبب  ورس  و افتادن  سا قه ها  به  زمین  می  گردد.

ساقه های آلوده معمولا کوتاهتر  شده، در صد  پوکی  دانه های

 آن بیشتر می شود.آلودگی گاهی از خزانه شروع می شود ولی

علایم  بیماری  ممکن است  در مرحله پنجه زنی و حتی قبل از

 آن دیده شود .اوج  آلودگی  در زمان  برداشت  محصول  است. 

مبارزه:

 شناسایی و کاشت ارقام در کاهش خسارت موثر است.از بین

بردن بقایای آلوده و سا قه های  باقیمانده در زمین در  کنترل

بیماری موثرند.

 

|+| نوشته شده توسط بهنام ظرافت در چهارشنبه هشتم آبان 1387  |
  کاربرد هورمون در باغبانی
   کاربرد هورمون در باغبانی

باغهورمون به موادی اطلاق می‌شود که در بخشی از بدن موجود زنده ساخته شده و پس از انتقال اثراتی در دیگر قسمتهای موجود به جای می‌‌گذارد و در تراکم‌های بسیار کم فعالند. هورمونهای گیاهی در بافتهای مریستمی و یا جوان ساخته می‌‌شوند و بعد از انتقال یافتن اثر خود را در بافتهای که تا حدودی از محل سازنده دور است بجای می‌‌گذارند. تاکنون پنج گروه هورمون شناخته شده که همه آنها در کشاورزی بخصوص در باغبانی دارای کاربردهای گسترده‌ای هستند که عبارتند از: اکسین ، جیبرلین ، سیتوکینین ، اتیلن ، اسید آبسیزیک.

ماهیت اکسین

  اکسینها ، گروهی از هورمونهای گیاهی هستند که باعث طویل شدن سلولهای گیاهی می‌گردند. این مواد طیف گسترده‌ای را از نظر واکنشهای رشد و نموی را در گیاهان سبب می‌شوند. واژه اکسین یک اصطلاح عمومی است و به تعدادی از مواد طبیعی گفته می‌شود که فراوان‌ترین و مهمترین اکسین در گیاهان ، اندول استیک اسید (IAA) می‌باشد.

مهمترین اثراتی که به اکسین نسبت داده شده است عبارتند از: بزرگ شدن سلول گیاهی ، طویل شدن ساقه گیاه ، تولید ریشه ، تولید آوندهای چوبی ، افزایش رشد جوانه راسی ، جلوگیری از رشد جوانه جانبی ،‌تشکیل میوه ، بزرگ شدن میوه ، تشکیل گرهک در ریشه گیاهانی که دارای باکتریهای تثبیت کننده نیتروژن هستند ، جلوگیری از ریزش برگ ، بیوسنتز پروتئین و RNA و اثرات دیگر.

کاربرد بازدارنده‌های هورمونی در باغبانی

  مقدمه

  بازدانرده‌های هورمونی دسته دیگری از هورمونهای گیاهی هستند که بدلیل خاصیت بازدارندگی اکثرا برای کنترل شیمیایی علفهای هرز استفاده می‌شود. بازدارنده‌های هورمونی به دو دسته طبعی و مصنوعی تقسیم می‌شوند. گروه طبیعی تنها شامل اسیدآبسیزیک است که در تمام گیاهان وجود دارد و گروه مصنوعی خود به چها گروه مواد بازدارنده رشد - مواد کند کننده رشد- مورفکتین و مواد شاخه زا را تقسیم می‌شوند.

  مواد باز دارنده رشد

  این مواد از رشد گیاهان بطور کلی جلوگیری می‌کنند و باعث مرگ گیاهان می‌شوند که علف کش‌ها جز این گروه هستند علاوه بر این ماده مالئیک هیدرازید هم جز این گروه است که در غلظتهای کم از رشد پیاز و سیب زمینی در انبار جلوگیری می‌کند ولی در غلظتهای بالا به عنوان علف کش است.

  مواد کند کننده رشد

  مواد تشکیل دهنده این گروه بدون اینکه تغییری در ظاهر گیاه و یا تعداد برگها و شاخه‌ها بوجود آوردند از رشد گیاه می‌کاهد. مهمترین کاربرد آنها در هرس و به گل نشاندن گیاهان و مقاومت گیاهان در برابر خشکی است.

  مورفکتین‌ها

  این مواد به عنوان علف کش و نیز در گل انگیزی و ریزش میوه‌ها و شاخه زایی هم کاربرد دارند.

  ·         مواد شاخه زا:: این مواد تحت عنوان مواد هرس کننده شناخته شده‌اند و برای هرس در باغات میوه از این مواد هم استفاده می‌شود.

|+| نوشته شده توسط بهنام ظرافت در چهارشنبه هشتم آبان 1387  |
 چوب

چوب، از نظر گیاه‌شناسی، بخش جامد و سخت زیر پوست ساقه درخت یا دیگر گیاهان چوبی است که به شکل بافت آوندی وجود دارد.

گرچه در باور عموم چوب تنها در درخت و بوته یافت می‌شود، از نظر علمی‌در همه گیاهان آوندی وجود دارد. در چوب مجراهای زیر قابل مشاهده اس ت:

  1. بافت چوبی یا مجراهای چوبی، که شیره خام، آب و نمک‌های معدنی محلول را از ریشه به برگ‌ها و غنچه‌های هوایی می‌برد.
  2. آوند آبکشی یا مجراهای لیبر، که غذای آماده برای برگ‌ها (شیره تولیدی) به شکل محلول از طریق آنها برای تغذیه بقیه گیاه به گردش در می‌آید.

مجراهای چوبی به‌وسیله سلولهای مرده و دیواره‌های چوبی شده بوجود می‌آیند. در هر دو حال پروتوپلاسم سلولی پدیدار می‌گردد و دیوارها به‌وسیله ته‌نشین شدن ماده لیگنین (که سختی چوب از آن است) افزایش می‌یابند.

سطوح تار و آوندی در نخستین سال رشد خود را در فاصله‌ای معین در بافت میان آوندهای چوبی و آبکشی قرار می‌دهند، این لایه کامبیوم نامیده می‌شود. کامبیوم به دو بخش درونی (آوند چوبی) و بیرونی (آوند آبکشی) تقسیم می‌شود. همچنانکه سلولهای پیر با رشد پیوسته تنه فرو می‌ریزند، لایه‌های تازه آوند آبکشی کار خود را انجام می‌دهند.

چوب بی گمان یکی از بهترین و سودمندترین مواد خام طبیعت است و بی آن بشر هرگز به سطح پیشرفت و رفاه کنونی نمی‌رسید.

چوب ابتدا، ماده‌ای حیاتی برای ساخت ابزارهای اولیه، خانه و قایق برای حرکت در رودها بود. سپس، برای ساخت اکثر اشیا و ابزارهای سودمندی که انسان قرنها برای پیشرفت زندگی خود به آنها متکی بود، به کار رفت. بخشی از تکنولوژی چوب بر اثر تلاش صنعتگران باقی مانده، ولی بیشتر آن ناچار از بین رفته و با مواد و روشهای دیگر که نتیجه انقلاب صنعتی بشر است، جایگزین شده است.

چوب تنها منبع طبیعی تجدیدپذیر است. نفت و زغال و دیگر معادن سرانجام روزی تمام خواهد شد، ولی جنگلی که خوب نگهداری شود (حتی گاه بدون نگهداری) بطور نامحدود به تولید چوب ادامه خواهد داد. چوب جایگاه برجسته‌ای در اقتصاد جهانی دارد. تولید سالانه چوب در جهان ۲۵۰۰ میلیون متر مکعب است. خواص فیزیکی و شیمیایی و نیز مکانیکی چوب آن را فعلاْ بی جانشین کرده است.

چوب

چوب یکی از قدیمی ترین و ابتدایی ترین مصالح ساختمانی موجود در طبیعت است که بشر در طول تاریخ از آن بهره برده است. چوب تنها مصالح ساختمانی است که از منبع قابل تجدید بدست می آید و از مصالح خوبی برای مناطق زلزله خیز می باشد.

داريوش در فرمان بنياد شهر شوش مى گويد: «تخته و چوب يکا از گاندرا و کرمانيا آورده شد)». واژه (يکا) در زبان فارسى همان درخت جگ است که چوبي قهوه اى رنگ و سخت دارد. از اين نقش برجسته قصر آپادانا در دوره هخامنشى آشکار مى شود که چوب را براى استفاده کاربردى و تزئينى در دوران مادها نيز به کار مي گرفتند. در قسمتى از اين نقش برجسته يک دربارى ماد در حال حمل يک صندلى چوبى مشاهده مى شود که مربوط به سده پنجم پيش از ميلاد است.

از جمله مهم‌ترین کاربرد های چوب، می توان به موارد زیر اشاره کرد :

استفاده از چوب برای اعضای باربر

استفاده از چوب برای نماسازی و تزئین

استفاده از چوب برای کارهای کمکی در ساخت و ساز، مانند قالب سازی، چوب بست و ...

نکته قابل توجه این است که در تعیین مشخصه های مکانیکی چوبها باید مواردی همچون ناهماهنگی چوب، مقدار رطوبت، نوع چوب، محل رویش، پهنی دایره سالانه، درجه حرارت، تعداد گره های روی چوب، شرایط نمونه گیری، شرایط لحظه ای آزمایش و دستورالعمل آزمایشی را در نظر گرفت.

 مقدمه

مقاومت چوب به صورت مستقیم به ناهماهنگی خواص آن بستگی دارد. مقاومت کششی چوب در جهت عمود بر الیاف کمتر از آن در جهت الیاف می باشد. معمولاً چوب را به ندرت در جهت عمود بر الیاف تحت بار کششی قرار می دهند.

درباره مقاومت فشاری چوب، این مقاومت در امتداد تارها افزایش می یابد و هر چه چوب فشرده تر گردد ، مقاومت آن افزایش می یابد. بیشترین مقاومت چوب در حالت متراکم و زمانی که حجمی حدود ٣/١ حجم اولیه را داراست، به وجود می آید. گاهی اوقات در حالت متراکم چوب، می توانیم به ١٠ برابر مقاومت فشاری در جهت عمود بر الیاف برسیم. مقاومت چوب در جهت مایل بر الیاف تقریباً برآیندی از مقاومت آن در دو جهت عمود بر هم است. جهت تأثیر نیرو در مقایسه با جهت الیاف سه حالت دارد:

  • نیرو در جهت الیاف ( در امتداد محور درخت )
  • نیرو در جهت عمود بر الیاف
  • نیرو در جهتی که با جهت الیاف، ایجاد زاویه کند.
  • وسایل مورد نیاز جهت آزمایش:
  • کولیس
  • متر نواری
  • سه عدد چوب با ابعاد گوناگون
  • ترازو
  • گرمچال
  • دستگاه اندازه گیری مقاومت فشاری
  • دستگاه اندازه گیری مقاومت خمشی


 شرح روش آزمایش

در ابتدا ابعاد سه قطعه چوب (نمونه های آزمایش که باید فاقد ترک باشند) را توسط متر و کولیس اندازه گیری می کنیم. از متر برای اندازه گیری ابعادی که نمی توانیم با کولیس اندازه گیری کنیم، استفاده می کنیم. نتایج این مرحله از آزمایش به صورت زیر می باشد:

  • نمونه ١ (کوچک) :
مقطع : mm 54.1 57 mm * ارتفاع : ١٥٣ mm
  • نمونه ٢ (متوسط) :
مقطع : 57 mm 57 mm * ارتفاع : ٢٠٤ mm
  • نمونه ٣ (بزرگ) :
مقطع : ٥٤.٢ mm * ٥٦ mm ارتفاع : ٦٥٢ mm

در این قسمت از چوب های نمونه ١ و ٢ برای آزمایش مقاومت فشاری استفاده می کنیم. ( باید دقت کنیم نمونه، بدون هر گونه ترک باشد. )

الف- آزمایش فشار در جهت موازی با الیاف:

نمونه ٢ را در امتداد الیاف تحت تست فشاری قرار می دهیم. نکته ای که وجود دارد این است که اگر نمونه چوب ما سالم باشد، باید با زاویه ٤٥ درجه در آن گسستگی رخ بدهد و هیچ گونه جدا شدگی نباید اتفاق بیافتد. نمونه مورد آزمایش ما، نیروی ١١٥.٦ KN را تحمل کرد. نمونه مورد آزمایش پس از بارگزاری دچار جدا شدگی شده و در نتیجه نمونه ما ناسالم بوده و از این آزمایش رد می شود.

ب- آزمایش فشار در جهت عمود بر الیاف:

چوب نمونه ١ را در جهت عمود بر امتداد الیاف در دستگاه سنجش مقاومت قرار می دهیم. باید دقت کنیم تا نمونه فاقد هر گونه ترک یا جدا شدگی باشد. به تدریج فشار را افزایش می دهیم و سرعت افزایش فشار را در نظر می گیریم. روند افزایش فشار تا فشار ٨٢ KN به طور تقریبی ثابت می ماند ولی بعد از این فشار، سرعت افزایش بار وارده بر چوی کم شده و عملاً چوب مورد آزمایش ما از نقطه تسلیم خود عبور کرده است. چوب در این حالت هم‌زمان با افزایش فشار، دچار لهیدگی می شود و در حقیقت از ٨٢ KN به بعد در اثر ایجاد لهیدگی، شاهد بار کاذب در دستگاه هستیم.

در عمل در هنگام کاربرد چوب به عنوان مصالح ساختمانی، بار وارده نباید ار بار مجاز که خود درصدی از حد جاری شدن می باشد بیشتر شود (نوعی ضریب اطمینان داریم). در این آزمایش جداشدگی ایجاد شده در نمونه، در جهت گره هایی است که قبلاً در داخل چوب وجود داشته است.

یکی از معایب چوب، گره های موجود در آن است. زیرا باعث به هم خوردگی و حتی انحراف در شیب الیاف می شوند که نتیجه آن کاهش مقاومت چوب است. نحوه توزیع و میزان و اندازه این گره ها در هر دو جهت درازا و پهنای مقطع چوب اهمیت دارد. سایر جدا شدگی ها در اثر محل و نحوه عمل آوری چوب، جنس چوب و اینکه از چه درختی است، می باشند.

ج- آزمایش مقاومت خمشی چوب:

چوب سوم با ابعاد استاندارد را در داخل دستگاه مربوطه قرار می دهیم. حال شروع به وارد کردن نیرو به چوب می کنیم. حال اگر نمونه چوب ما سالم باشد باید از وسط چوب یعنی محل اثر سومین تکیه گاه دستگاه به صورت عمود بر جهت الیاف شکسته شود و باید بین الیاف چوب فاصله ای نباشد.

با افزایش نیرو چوب مورد آزمایش تا ١٠.٥ KN را تحمل می کند اما بعد از آن شروع به شکستگی می کند. در این حالت شکستگی چوب با جداشدگی الیاف همراه است که این وضعیت از ویژگی های خوب و مطلوب برای چوب نیست. اگر نمونه ما سالم بود می بایست از وسط و به صورت عمودی و متقارن می شکست و عدد بدست آمده برای آن حدود ٢٠ KN می شد. در نتیجه نمونه ما از آزمایش مقاومت خمشی رد شد.

د- آزمایش تعیین درصد رطوبت چوب:

وقتی که چوب خشک باشد، از محیط اطراف رطوبت جذب می کند و چنانچه تر باشد، در محیط خشک از خود رطوبت دفع می کند. رطوبت چوب درختان زنده بین ٣٠ تا ٩٠ درصد متغیر می باشد. روش انجام آزمایش به این صورت است که ابتدا چوب ها را وزن می کنیم و مقادیر بدست آمده را ثبت می کنیم.

W1 = 225.2 gr
W2 = 172.7 gr

حال آنها را در داخل گرمچال در دمای ٨٠ درجه سانتی گراد قرار داده و بعد از ٢٤ و ٤٨ ساعت، مجدد آنها را وزن می کنیم. لازم به ذکر است که درصد رطوبت استاندارد برای آزمایشهای چوب ١٢% می باشد. وزن نمونه ها بعد از ٢٤ ساعت:

W1 = 212.3 gr
W2 = 161.2 gr

وزن نمونه ها بعد از ٤٨ ساعت:

W1 = 208.9 gr
W2 = 158.6 gr

حال درصد رطوبت را از رابطه مقابل بدست می آوریم: u = 100 * (M-m) / m u : درصد رطوبت M : جرم چوب مرطوب m : جرم چوب خشک درصد های رطوبت بدست آمده به قرار زیر است: برای 24 ساعت : u1 = 6.07 % u2 = 7.13 % برای 48 ساعت: u1 = 7.80 % u2 = 8.89 % در نتیجه نمونه های ما، چوب هایی خشک بودند.

 

|+| نوشته شده توسط بهنام ظرافت در چهارشنبه هشتم آبان 1387  |
 
 
بالا