ذهن در پنجه
ذهن در پنجه
در چرا گاه سخن
گاو بی حیای فحاشی ها
علف خشک پر از شهوت را
می بلعد
و
ترانه های یک فاحشه
با زیبایی
به کسی مثل گل نیلوفر می چسبد
سینه سرخ زیبای سخن
قصه ی سست نفیر عشق را
زیر آبادی ویران شده
خواهد فهمید
و شقایق
گل صد شعر و سخن باکره است
چه کسی می داند
که درخت انبه معصوم است
یا سنوبر وحشی است
چه کسی می داند
شیر در شعر و سخن گستاخ است
در حقیقت رام است
لاله فرهنگ ندارد
زرد است
معتاد است
گل سرخ نفرینی است
و خداوند دو چهره دارد
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آذر ۱۳۸۷ ساعت 10:12 توسط بهنام ظرافت
|