بانشستن درسایه هیچ باغی را نمیتوان اباد کرد.

×××مطبوع ترین!
شبنمی سینه ی گل را بدرید٬

زیر قلبش به تبسم بنوشت:

عشق مطبوع ترین درد خداست...

چتر ها را باید بست.نیلوفر

زیر باران باید رفت.
عشق را زیر باران باید جست.
زیر باران باید چیز نوشت/حرف زد/نیلوفر کاشت.
...............
وبیاریم سبد
ببریم این همه سرخ این همه سبز.
ویادمان باشد عطروگل وخار همسایه
دیوار به دیوار همند